::

::
::
و حالا انتهای کوچه شعر
منم با انتظاری مبهم و زرد
ولی ایکاش جادوی نگاهت
غزل های مرا غارت نمی کرد
دیدگاه ها (۱)

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

به آرزو نرسیدیم….امیر هوشنگ ابتهاج (۶ اسفندِ ۱۳۰۶ – ۱۹ مرداد...

افتاده در چشم تو صاف

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

آن پیچکهای یاغی

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

مردی که در کنارم بود

قسمت ۱: بازگشت به کوچه‌هایخاکستریصدای تند و تیز قطار زیرزمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط