پارت ۴۰

پارت ۴۰




میخواست بیرون برود که بازویش توسط دست های ظریف دختر اسیر شد ، به عقب برگشت که با چهره ی غرق در اشک و ترس دختر روبه رو شد

+نه...توروخدا...نکشش...

-چرا گریه میکنی پرنسسم؟...

میخواست دست روی گونه ی دختر بگذارد که دختر خود را عقب کشید

+بهم...بهم...دست...نزن

-برای چی؟ مشکلی پیش اومده یونا ؟

+دستت...بارها زیر خون بوده... نمی‌خوام بهم...دس...

پسرک عصبی خنده ای کرد و باعث قطع شدن جمله ی دختر شد

- کی بهت همچین چرت و پرت هایی رو گفته ؟


+مهم نیست کی گفته مهم اینه که راستن...

-یونا م...

گوشی اش زنگ خورد و با دیدن اسم (جولیا) هوفی کشید و تلفن را جواب داد:

- dici Giulia {بگو جولیا}


Mi manchi mio caro{دلم برات تنگ شده عزیزم}



Non doveva esserci desiderio nella nostra relazione{توی رابطه ی ما قرار نبود دلتنگی وجود داشته باشه }




Non ti manca il mio corpo?{دلت برای بدن من تنگ نشده ؟}



Mi manchi, vorrei poter sentire le tue labbra calde adesso, tesoro{دلم برات تنگ شده ای کاش الان میتونستم لبای گرمت رو حس کنم عزیزم}



Vuoi che venga in Corea?{میخوای من بیام کره ؟}




Andiamo tesoro, possiamo fare un po' di sesso violento{بیا عزیزم، بیا یه سک*س خشن داشته باشیم}





Mi vuoi davvero solo per fare sesso?{واقعاً فقط من رو برای سک*س میخوای؟}



Ehi Julia, tu ed io siamo partner sessuali,
non partner emotivi{هی جولیا، من و تو شریک جنسی هستیم نه شریک عاطفی}



این را که گفت گوشی را قطع کرد

- اون فقط یه دوسته معمولیه...

+‌ دوست معمولی نه، شریک جنسی ، من ایتالیایی بلدم هیون...

و بعد از این جمله پسر را در اتاق ترک کرد
دیدگاه ها (۴)

عشق از آینده پارت63

پارت ۶ ( ازدواج اجباری )م.نبات: دختر خوشگلم ؟؟نبات: جانم؟؟؟...

مافیای خشن پارت آخر💖🍭

little stranger

عصبانیت مجری از موضوع مذاکره دوباره با آمریکا... چگونه شماها...

این کار هنری فوق‌العاده زیباست اللهم عجل لولیک الفرج حتما بب...

🔺لباس پاسدار شهید رضا بهرامی صدیق ، نیروی یگان موشکی هوافضای...

پول میدن تشریف ببرن اینجا که دارین می‌بینید گریه کنن پوله اض...

خطاب به خانم های جامعه ،،،📛 زن ایرانی در آرامش و رفاه بود ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط