این منم غمگین‌ترین دیوانه‌ی غمگین شهر

این منم غمگین‌ترین دیوانه‌ی غمگین شهر
مثل فرهادی که تلخی دیده از شیرین شهر

بی تو حتی مرگ من هم قصه‌ی پیچیده‌ای‌ست
خانه‌ی من می‌شود یک روز باغ فین شهر

دل شکستن بعد تو در شهر ما مرسوم شد
کاش می‌دیدی چه کرده رفتنت با دین شهر

بعد تو باران نیامد چون دعاهای مرا
بی‌اثر کرده طلسم مردم بدبین شهر

از تو تنها وصف دیدارت نصیب ما شده
برف تجریش است و سوزش می‌رسد پایین شهر


???
دیدگاه ها (۸)

^_^

اره والا

کاش میشد گردن بعضیا قلاده انداخت تا هم هویت دار بشن هم اینقد...

چشمت افسونگر دلهاست ...به افسانه قسمباده در چنگ تو رسواست به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط