زمان خلق تو بی شک خدا تبسم کرد
زمان خلق تو بی شک خدا تبسم کرد
تمام خلقت خود را اسیر گندم کرد
همان زمان که تو را آفرید فهمیدم
برای حسرت رویت مرا تجسم کرد
مرا به جرم نگاهت از اعتبار انداخت
تو را برای عذابم عزیز مردم کرد
برای شعله ی عشقت گناه لازم بود
مرا که سوخته بودم به پات هیزم کرد
دعای هر شب من بی هوات مردن بود
برای خواهش آخر خدا ترحم کرد
تمام خلقت خود را اسیر گندم کرد
همان زمان که تو را آفرید فهمیدم
برای حسرت رویت مرا تجسم کرد
مرا به جرم نگاهت از اعتبار انداخت
تو را برای عذابم عزیز مردم کرد
برای شعله ی عشقت گناه لازم بود
مرا که سوخته بودم به پات هیزم کرد
دعای هر شب من بی هوات مردن بود
برای خواهش آخر خدا ترحم کرد
- ۹۰۱
- ۲۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط