آخ اگر بار دگر

آخ اگر بار دگر
عشق امانم می داد
آن شب چشمانت
اگر زبانم می داد
کوچه ی خلوت خاطره زمانم می داد
بر بلندای سحر
شفق اذانم می داد
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

بی جهتبی سمت و سویک شب به دریا میزنممیروم آنسوی عشقدل را به ...

تو آن مهتاب رویائی که شب را در تماشائی تو آن عریانی عشقی که ...

واژه تاول زده ازداغی ِهجران غمتدر گلو مانده همهبغض پریشانی ت...

من از تنهائیم شادممن از بی سایه بودن هامن از دلواپسی هایهمان...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در قهوه‌ ی چشمانت ، رازی نهفته استگویی هزار شبنم عشق ، در آن...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط