و ناگهان

و ناگهان
دلت می گیرد
از فاصله ی بین انچه که می خواستی
و انچه که هستی...

#ژوان_هریس
دیدگاه ها (۲)

شهـر کمر بسته به قتلِ منِ دلتنگ انگارزیر باران فقط آغوشِ تـو...

من از رعد و برق نمی ترسمامّا میانِ بازوان توامنیتی هستکه ترس...

عشق مثل همین بادهای کویریست، مگر نیاید، وقتی آمد چشم ها را ک...

من به باغی باغبانی می‌کنم با چشم ترکز درختش دیگران گل های رن...

فاصله ...

#طُ رانمی‌توان دوست داشت...تو شبیهِ عطری هستیکه به حافظه می‌...

فاصله ی بین خوشحالی و غم......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط