کاری به کار عشق ندارم . . . .
کاری به کار عشق ندارم . . . .
من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر ،
در این زمانه دوست ندارم . . . .
انگاراین روزگار چشم ندارد ،
من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند . . . .
زیرا ،
هر چیز و هر کسی را که دوست تر بداری . . . .
حتی اگر که یک نخ سیگار ،
یا زهرمار باشد ،
از تو دریغ می کند . . . .
پس من با همه وجودم ،
خودم را زدم به مردن . . . .
تا روزگار ،
دیگرکاری به کار من نداشته باشد . . . .
این شعر تازه را هم ناگفته می گذارم ،
تا روزگار بو نبرد . . . .
گفتم که ،
کاری به کار عشق ندارم . . . . !
من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر ،
در این زمانه دوست ندارم . . . .
انگاراین روزگار چشم ندارد ،
من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند . . . .
زیرا ،
هر چیز و هر کسی را که دوست تر بداری . . . .
حتی اگر که یک نخ سیگار ،
یا زهرمار باشد ،
از تو دریغ می کند . . . .
پس من با همه وجودم ،
خودم را زدم به مردن . . . .
تا روزگار ،
دیگرکاری به کار من نداشته باشد . . . .
این شعر تازه را هم ناگفته می گذارم ،
تا روزگار بو نبرد . . . .
گفتم که ،
کاری به کار عشق ندارم . . . . !
- ۱.۶k
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط