کاری به کار عشق ندارم . . . .

کاری به کار عشق ندارم . . . .

من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر ،

در این زمانه دوست ندارم . . . .

انگاراین روزگار چشم ندارد ،

من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند . . . .

زیرا ،

هر چیز و هر کسی را که دوست تر بداری . . . .

حتی اگر که یک نخ سیگار ،

یا زهرمار باشد ،

از تو دریغ می کند . . . .

پس من با همه وجودم ،

خودم را زدم به مردن . . . .

تا روزگار ،

دیگرکاری به کار من نداشته باشد . . . .

این شعر تازه را هم ناگفته می گذارم ،

تا روزگار بو نبرد . . . .

گفتم که ،

کاری به کار عشق ندارم . . . . !
دیدگاه ها (۶)

اعتیاد من بهت.

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

رمان:: 🫧" عشق عجیب ما "🫧آشنایی با شخصیت ها:: لی ــ سومی: ( ه...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:5شن...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط