پارت بیستو پنجم
پارت بیستو پنجم
عشق یا مرگ
ا.ت ، اینجا خونته
شوگا ، نه خب برای شکار که میام جنگل تو این کلبه میمونم چاره دیگه ای نداریم چون هم پدر بزرگ مادریت و هم پدریت دنبالته باید یه جا باشیم که به ذهنشونم نرسه
ا.ت ،اها فهمیدم
شوگا ،خب اینجا یه اتاق داره مجبورم باهم تو اونجا بمونیم
ا.ت ،واقعا که از من انتظار نداری بیام باتو تویه اتاق بمونم
شوگا ،چاره دیگه نداری
ا.ت ،ایییی خدا مرا به کدامین گناهم
شوگا ، حرف نزن دیر وقته من خیلی خوابم میاد بیا بریم بخوابیم که من بخوابم دیگه نمیتونی از اتاق بری بیرون
ا.ت ،باشه الان میام
شوگا ،زود باش
ا.ت ، من باید اول هم حموم کنم هم لباسمو عوض کنم
شوگا ،امر دیگه ای نداریم بانوی من
ا.ت ،نه
شوگا ،انگار سیمات قاطی کردی ها اینجا قصر یا عمارت نیست تو کمد لباس هست و یکم اون ور ترم یه رود خونه هست میتونی بری اونجا
ا.ت ، باشه ممنون
شوگا ،خواهش
ا.ت میره و چون قدرت کنترل آب رو داره با قدرتش خودشو تند تند میسوزه و لباساشو میشوره
ا.ت ،اع این که یکی از لباس های مامانمه
ا.ت ،شوگااا ضوگاااا(داد)
شوگا ،چته بابا گفتم میخوام بخوابم
ا.ت ،میگم این لباسارو از کجا آوردی
شوگا ،وقتی تو داشتی با مایا و طبیب چوی حرف میزدی اینارو از تو کمد آوردم
ا.ت ،اها باشه ممنون
شوگا ،خواهش میکنم حالا بیا بگیر بخوابم و باهم میرن تو اتاق و ا.ت یه سمت توشک و شوگا هم سمت دیگش میخوابه
فلش بک به فردا
شوگا ویو
چشمامو واز کردم که دیدم ا......
عشق یا مرگ
ا.ت ، اینجا خونته
شوگا ، نه خب برای شکار که میام جنگل تو این کلبه میمونم چاره دیگه ای نداریم چون هم پدر بزرگ مادریت و هم پدریت دنبالته باید یه جا باشیم که به ذهنشونم نرسه
ا.ت ،اها فهمیدم
شوگا ،خب اینجا یه اتاق داره مجبورم باهم تو اونجا بمونیم
ا.ت ،واقعا که از من انتظار نداری بیام باتو تویه اتاق بمونم
شوگا ،چاره دیگه نداری
ا.ت ،ایییی خدا مرا به کدامین گناهم
شوگا ، حرف نزن دیر وقته من خیلی خوابم میاد بیا بریم بخوابیم که من بخوابم دیگه نمیتونی از اتاق بری بیرون
ا.ت ،باشه الان میام
شوگا ،زود باش
ا.ت ، من باید اول هم حموم کنم هم لباسمو عوض کنم
شوگا ،امر دیگه ای نداریم بانوی من
ا.ت ،نه
شوگا ،انگار سیمات قاطی کردی ها اینجا قصر یا عمارت نیست تو کمد لباس هست و یکم اون ور ترم یه رود خونه هست میتونی بری اونجا
ا.ت ، باشه ممنون
شوگا ،خواهش
ا.ت میره و چون قدرت کنترل آب رو داره با قدرتش خودشو تند تند میسوزه و لباساشو میشوره
ا.ت ،اع این که یکی از لباس های مامانمه
ا.ت ،شوگااا ضوگاااا(داد)
شوگا ،چته بابا گفتم میخوام بخوابم
ا.ت ،میگم این لباسارو از کجا آوردی
شوگا ،وقتی تو داشتی با مایا و طبیب چوی حرف میزدی اینارو از تو کمد آوردم
ا.ت ،اها باشه ممنون
شوگا ،خواهش میکنم حالا بیا بگیر بخوابم و باهم میرن تو اتاق و ا.ت یه سمت توشک و شوگا هم سمت دیگش میخوابه
فلش بک به فردا
شوگا ویو
چشمامو واز کردم که دیدم ا......
- ۷.۴k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط