بالاخرهه پارت جدیدو گذاشتم😅

بالاخرهه پارت جدیدو گذاشتم😅

پارت ۳
__________________________
لیا:واییییی ااااتتتتتتتتتتتت خدا بگم چیکارت نکنه آخه برای چی باید اون روزی که من نیستم کراش چند سالم بیاد تالارررررررر برای مهمونییییییی اخهههههههه(گایز لیا هم مثل ات رئیس تالاره)
ات:اونی آروم باش چیزی نشده که
لیا:چی..چیزی..ن..نشده؟ لعنتیییییییی تو میدونی من چقدر میخواستم هیونجینو حتی برای یه بارم که شده از نزدیک ببینم (نفس زدن) و دقیقا روزی که من نیستم باید هوانگ هیونجین بیاد تالاااااارررررر (گریههههه؛مثلنا)
ات:...را..راستی اونی..
لیا: چیشده؟
ات : من..من.
لیا : چرا هی من من میکنی بگو دیگه
ات:اونی من شمارشو گرفتممممممممممم(جیغ از خوشحالی)
لیا:شماره کی؟
ات:شماره ف..فلیکس وایییییییییییییییی نثمجکسجیخقنسمنیمسن(میترسم تو این پارت هردوشون انقدر جیغ کشیدنو تشنج کردن بمیرن😅)
لیا: شماره فلیکس؟
ات:ارهههههههه
لیا:لی فلیکس؟
ات:اره دیگه..
لیا:حسجتزکینتیمس یعنییی تو شماره فلیکسو گرفتییییی؟ثتنیتیجسممسن
ات: ...
لیا : هق هق هق (گریه) یعنی هق ..تو هق ..نمیتونستی شماره اون...هق هیونجینه جذاااابو هم..هق بگیریییییی؟
ات:اونییی چی میگی برا خودت؟من وقتی شماره فلیکسو گرفتم حس کردم لبو شدم ، بعد تو میگی شماره هیونجینو میگرفتم؟...بعدشم خودش شمارشو داد (حرف آخرشو آروم میگه)
لیا:خودش شمارشو داد؟
ات:آ..آره
لیا:...
ات:اونی؟میشنوی؟
لیا:..ات..فردا میام خونت باید مو به مویه اون مهمونی رو برام تعریف کنی..من الان باید ریلکس کنم این اطلاعاتو حذم(درست نوشتم؟)کنم برای فردا مغزم جا داشته باشه
ات:اوکی پس..فعلا بای بای اونییی...خوابای خوب ببینی..بوس بوس😘😘
لیا:(خنده)شب بخیر
_________________________________________________
اوکی گایز اینم از پارت جدید
امیدوارم دوست داشته باشید😊
منتظر پارت بعد باشید🥰
شرط
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
۱۵ کامنت
۱۵ لایک
بوس بهتون😘😘😘❤️❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۱۶)

عشق مافیا:)))پارت ۲نونا: ات چطوری؟ ات:کثافت چرا امروز نیومدی...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط