مامان ا. ت : او پس ازت خاستگاری کرد

مامان ا. ت : او پس ازت خاستگاری کرد
ا. ت : آره ولی تو مشکلی نداری؟
مامان ا. ت : نه بابا چه مشکلی تازه خودم به کوک گفتم بیاد خاستگاری
ا. ت : اما مامان من فکر میکردم کوک منو دوست داره پس دوستم نداره
مامان کوک : نه بابا کوک به من گفت منم راه حل بهش دادم
ا. ت : منظورت از راه حل چیه؟ ههههه نکنه نقط ظعفمو دادی؟
مامان ا. ت : خببببببب
ا. ت : ماماننننننننننن
همون لحظه کوک اومد
کوک : سلام مامان جانننننن
ا. ت : مامان جان؟
کوک : آره دیگه
مامان ا. ت : بلههه دیگههه تو داماد منییییی یه داماد خوش تیپ







بچه ها ببخشید تا اینجا تونستم
دیدگاه ها (۱۵)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

سناریو جونگکوک

P6هوا ابری بود ولی بادی نمی وزد،هوا بوی نم میداد،جیمین داشت ...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط