تک‌پارتی — «رازِ هدیه‌ی ناشناس» 🎁🔥

تک‌پارتی — «رازِ هدیه‌ی ناشناس» 🎁🔥

ا/ت وقتی صبح وارد استودیو شد، یک جعبه‌ی مشکی روی صندلی‌اش دید.

روی جعبه نوشته بود:

«برای ا/ت — از طرف کسی که تو را خوب می‌شناسد.»

ا/ت: بچه‌هااا؟ این مال کیه؟ 😳

جین: من نبودم!

جیمین: چرا انقدر سریع گفتی؟ 😂

جین: چون قیافه‌م خیلی معصومه! 😌

شوگا: دقیقاً به همین دلیل مشکوکی.

ا/ت جعبه را باز کرد. داخلش یک هدفون، یک دفترچه و یک کارت کوچک بود.

روی کارت نوشته شده بود:

«اولین سرنخ را جایی پیدا کن که همیشه بعد از تمرین می‌نشینی.»

تهیونگ: اووووه، معما! 🔥

همه همراه ا/ت رفتند سمت اتاق استراحت.

زیر صندلی، سرنخ دوم پیدا شد:

«کسی که همیشه زودتر از همه گرسنه می‌شود، کلید بعدی را دارد.»

همه به جین نگاه کردند. 😂

جین: چرا همتون منو نگاه می‌کنید؟!

نامجون: چون خودت جواب معما هستی. 😭

جین از جیبش یک کلید بیرون آورد.

جین: باشه، باشه! ولی من از اول در جریان نبودم!

کلید، یک کمد کوچک را باز کرد.

داخل کمد، یک پاکت بزرگ بود.

ا/ت پاکت را باز کرد و ناگهان عکس‌های خاطره‌انگیز همه‌ی هشت نفر و یک نامه بیرون افتاد.

نامه نوشته بود:

«برای ا/ت؛ این هدیه از طرف هفت نفریه که دوست داشتن یه روز معمولی رو برات تبدیل به یه خاطره خاص کنن.»

ا/ت چند لحظه ساکت ماند.

ا/ت: پس کار شما بود؟ 🥹

نامجون: آره.

جیمین: می‌خواستیم سورپرایزت کنیم.

جونگ‌کوک: ولی جین نزدیک بود همه‌چیز رو لو بده. 😂

جین: من؟! 😭

تهیونگ: البته بهترین قسمت هنوز مونده.

در باز شد و یک کیک بزرگ وارد شد. 🎂

روی کیک نوشته بود:

«بهترین عضو تیم، ا/ت» 💜

ا/ت خندید و گفت:

ا/ت: خب... این یکی واقعاً خفن بود. 😎

شوگا: بالاخره راضی شد. 😂

همه دور میز جمع شدند و شب را با خنده و خاطره گذراندند.

🔥💜 پایان 💜🔥

نویسنده: الیسا ✍️✨
دیدگاه ها (۰)

تک‌پارتی — «یک شب بدون دوربین» 🌙✨ بعد از یک روز شلوغ، بالاخر...

تک‌پارتی — «رازِ جعبه‌ی قرمز» ❤️‍🔥 بعد از تمرین، ا/ت وارد ات...

تک‌پارتی — «وقتی همه‌چی برعکس شد» 😎🔥 روز فیلم‌برداری بود و ق...

تک‌پارتی — «اون روزی که ا/ت رئیس شد» 😎🔥 صبح زود، وقتی همه وا...

🌀 هشتمین سرنخفصل اول | پاکت بنفشا/ت تازه از مدرسه برگشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط