ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشم

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشم
مست و لایعقل شوم،دل از دل ودلبر کشم

خم بده تا سرکشم،پیمانه پاسخگو که نیست
مست کن جان مرا ، تا درد را کمتر کشم

خم بده ساقی چرا با من دلت همراه نیست
موعظه بس کن،مکن آتش براین منبر کشم

ساقیا "می"را به "اجزای"تنم "آغشته" کن
آنقدر آغشته کن،آغشته کن تا پرکشم

لطف میکن'می' رسان،خم را بده تا سر کشم
یا که منت می روم برساقی دیگر کشم


دیدگاه ها (۲)

ای دل .. . . دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به با...

ای دل .. . . دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به با...

به امید دیدنت خدا خداخواهم کردخواب و بیدار تو را بازصدا خواه...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

سناریو ساسونارو 🩸 **ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک** ☀️ ف...

(سایه های خونی) part ۹/__شمارش شروع شد،همه ی ماشین ها با غرش...

راهی برای نجات...پارت هفدهم_____________کت مشکی شو در آورد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط