اکس مافیای من پارت

اکس مافیای من پارت ۱۱
پرش زمانی به صبح
ویو رزی
از خواب بیدار شدم و دیدم تو بغل تهیونگم وا تهیونگ اینجا چیکار می‌کنه ولی تا حالا از این فاصله ندیده بودمش خیلی جذابه (رزی داره صورت و لبای تهیونگ رو آروم لمس میکنه که وقتی داره لباشو لمس می‌کنه تهیونگ دستشو میگیره)
تهیونگ:چیکار داری میکنی شیطون کوچولو؟(با نیشخند)
رزی:عهههه تو بیدار بودی(خنده ضایع)
تهیونگ:بله خانمی حالا بگو داشتی چیکار میکردی؟(باخنده)
رزی:هیچی(با خجالت و سرشو تو سینه تهیونگ مخفی میکنه).
تهیونگ:اشکال ندارع حالا این بارو نادیده میگیرم. بلندشو بریم صبحونه بخوریم(با خنده)
ویو خودم
خلاصه اینا صبحونشون رو میخورن و تهیونگ می‌ره خونش و چند روز میگذره تو این چند روز هم اتفاق خاصی نمیوفته و هر کدوم میرم شرکت و به کارشون میرسن و تو این چند روز رزی اصلا به جئون اهمیت نمیده تا اینکه تولد یونا خانم ج------ده میرسه😃
یه پارتی میگیره و تهیونگ و رزی رو هم دعوت می‌کنه.
و ---------
«بچهااااااا اصلا حمایت نمیکنید و حمایتا خیلی کمه و دارم تا امید میشمممم پس از این به بعد شرط می‌زارم »
شرط:
۲۰ لایک
۱۰ تا کامنت
دیدگاه ها (۱۳)

سلام قند عسلاااااا🎀لطفا این بانووو رو فالو کنید🎀فیک نویسه و ...

اکس مافیای من پارت ۱۰تهیونگ:اشکال ندارع قشنگم گریه کن تا آرو...

پارت۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط