نفرتی به نام عشق
نفرتی به نام عشق
پارت:شونزدهم
با چیزی که دیدمکم مونده بود شاخ در بیارم
جونگکوک وارد شد
واتتت اون اینجا چی میخاد..
معلوم بود مسته خیلی تلو تلو میخورد..اومد سمت تختم و به من خیره شد..
و باچیزی که گفت شک بدی بهم وارد شد..
جونگکوک:اتتت..ب..بهت نیاز..دارم(مست)
ات:جونگکوک چی میگی تو الان مستی نمیفهمی چی داری میگی(ترسشو نشون نمیده)
جونگکوک:نه..این..نشد جواب...من وقتی چیزی میگم..بهش...عمل میکنم(با حالت مست جملشو تیکه تیکه گف)
ات:جونگکوک بسکن(جدی)
جونگکوک:میدونی...منو....بدجور..عاشق خودت..کردی؟
(بچه ها همه ی حرفاییک کوک میگه با حالت مسته)
ات:چی..چی میگی برو بابا(تعجب)
جونگکوک:من.امشب...تورو مال خودم میکنم
ات:جونگکوک داری زیاده روی میکنی میدونی ک.....
《دختر داشت حرفمیزد ک حرفش توسط برخورد لبای پسر با لباش نصفه موند..
پسر دختر رو با ولع میبوسید اما دختر خشک شدهبود و هیچ حرکتی نمیزد..حس میکرد نمیتونهتکون بخوره..کم مونده بود گریش بگیره که محکم پسرو هول داد و باعث افتادن پسر شد》(یکمتغییرات ایجاد کنیم👍)
ات:من تورو به چشم پسر خالم میبینم بعد تو منو میبوسی عوضی؟(حرصی)
(داره دروغ میگه)
جونگکوک:چی..من اینجا چیکارمیکنم؟
تو چرا اعصبانیی؟(مستیش پرید)
ات:جنابالیکم مونده بود به من تجاوزکنی(حرصی)
جونگکوک:همین؟ منم گفتم چی شده(نیشخند)
ات:پسره ی....هوففففففففف برو گمشو اتاقت(جدی)
جونگکوک:پسره ی چی؟(خنده) اذیت کردنتو دوس دارم(پوزخند)
ات:بهت گفتم فقد گمشو(سرد)
جونگکوک:چته؟(تعجب) باشه بابا میرم چرا سرد حرف میزنی؟
جونگکوک رفت منم برا اینکه حال و هوام عوض شه رفتم و به صورتم اب زدم...
هوفففف وقتی نزدیکمبود قلبمداشت از دهنم میومد بیرونن..
حتی فک کردنم بهش خیلی خجالت اوره
ولیمنظورش از دوست دارم چی بود؟
اهههه ات خفه شو اون مست بود عادیه چرتو پرت بگه
رفتم و خودمو انداختم رو تخت و به سقف خیره شدم..
داشتمبهاتفاقات امروز فک میکردم که نفهمیدم کی خابم برد
شرایط:
لایک:۵
کامنت:۱۰
بعد از سال ها پارت جدید ولی خب شما هم حمایت نمیکنین زشته بخونین ولی لایک نکنین
تا پارت بعد باییی✨💙
پارت:شونزدهم
با چیزی که دیدمکم مونده بود شاخ در بیارم
جونگکوک وارد شد
واتتت اون اینجا چی میخاد..
معلوم بود مسته خیلی تلو تلو میخورد..اومد سمت تختم و به من خیره شد..
و باچیزی که گفت شک بدی بهم وارد شد..
جونگکوک:اتتت..ب..بهت نیاز..دارم(مست)
ات:جونگکوک چی میگی تو الان مستی نمیفهمی چی داری میگی(ترسشو نشون نمیده)
جونگکوک:نه..این..نشد جواب...من وقتی چیزی میگم..بهش...عمل میکنم(با حالت مست جملشو تیکه تیکه گف)
ات:جونگکوک بسکن(جدی)
جونگکوک:میدونی...منو....بدجور..عاشق خودت..کردی؟
(بچه ها همه ی حرفاییک کوک میگه با حالت مسته)
ات:چی..چی میگی برو بابا(تعجب)
جونگکوک:من.امشب...تورو مال خودم میکنم
ات:جونگکوک داری زیاده روی میکنی میدونی ک.....
《دختر داشت حرفمیزد ک حرفش توسط برخورد لبای پسر با لباش نصفه موند..
پسر دختر رو با ولع میبوسید اما دختر خشک شدهبود و هیچ حرکتی نمیزد..حس میکرد نمیتونهتکون بخوره..کم مونده بود گریش بگیره که محکم پسرو هول داد و باعث افتادن پسر شد》(یکمتغییرات ایجاد کنیم👍)
ات:من تورو به چشم پسر خالم میبینم بعد تو منو میبوسی عوضی؟(حرصی)
(داره دروغ میگه)
جونگکوک:چی..من اینجا چیکارمیکنم؟
تو چرا اعصبانیی؟(مستیش پرید)
ات:جنابالیکم مونده بود به من تجاوزکنی(حرصی)
جونگکوک:همین؟ منم گفتم چی شده(نیشخند)
ات:پسره ی....هوففففففففف برو گمشو اتاقت(جدی)
جونگکوک:پسره ی چی؟(خنده) اذیت کردنتو دوس دارم(پوزخند)
ات:بهت گفتم فقد گمشو(سرد)
جونگکوک:چته؟(تعجب) باشه بابا میرم چرا سرد حرف میزنی؟
جونگکوک رفت منم برا اینکه حال و هوام عوض شه رفتم و به صورتم اب زدم...
هوفففف وقتی نزدیکمبود قلبمداشت از دهنم میومد بیرونن..
حتی فک کردنم بهش خیلی خجالت اوره
ولیمنظورش از دوست دارم چی بود؟
اهههه ات خفه شو اون مست بود عادیه چرتو پرت بگه
رفتم و خودمو انداختم رو تخت و به سقف خیره شدم..
داشتمبهاتفاقات امروز فک میکردم که نفهمیدم کی خابم برد
شرایط:
لایک:۵
کامنت:۱۰
بعد از سال ها پارت جدید ولی خب شما هم حمایت نمیکنین زشته بخونین ولی لایک نکنین
تا پارت بعد باییی✨💙
- ۴.۴k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط