زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری

زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری

روزگاری دست در زلف پریشان توام بود
حالیا پامالم از دست پریشان روزگاری

#شهریار
❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ 🍎 📝 ️
دیدگاه ها (۱)

🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 کار مانیست شناسایی راز گل سرخکار ما شاید این است ...

باید بدهی لذت یک شور دوبارهیک بوسه ی تر از لب انگور دوباره💋 ...

عشق را مجالی نیست ... حتی آنقدر که بگوید ،برای چه دوستت میدا...

بغلم کردی و گفتی که دلم غم داردباورت هست که این عشق تو را کم...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

چقدر دردناک است که در روزگار ما، لبخند را به پای ساده‌لوحی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط