گفتم از قصه ی عشقت

گفتم از قصه ی عشقت
گِـرِهی باز کنم
به پریشانی گیـسوی تو سوگـند، نـشد

من دهان باز نکردم
که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد!
دیدگاه ها (۳)

.

.

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار بی تو نه عیش دارم و نه...

دیوانگی کردیم عاشق ها همینند! دیوانه ها عاشق ترین های ز...

اممم خب بعد یه عالمه انتظار بی تی اس تو جام جهانی اجرا کرد ...

عشق شرطی

#سناریووقتی تو آسانسور گیر میکنید و یقیه ی لباست بازه و نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط