سناریو✿
سناریو✿
موضوع: وقتی نصف شب اط تخت میفتی پایین ( کار هر شب من😂🗿)✿
نامجون: " با ترس از خواب میپره"
ات: اییی.. سرم
نامجون: دخترچیکار میکنی ترسیدم..
ات: آخ..
نامجون: خوبی؟
ات: هف.. آره بگیر بخواب
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جین: "از خواب میپره و بلندت میکنه میزاره رو تخت"
ات: ای .. سرمداغونشد
جین: عقلتون از دست دادی بچه؟
ات: از فصد نبود که
جین: بگیر بخواب، از فردا کنارت بالشت بزار
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
شوگا: "ایشون خوابش نمیبرد و تو فکر بود که با صدای برخورد بدن تو با زمین از فکر و خیالش در اومد "
ات: وای..
"بلند شد و گذاشتت روی تخت"
شوگا: حواست کجاست؟
ات: تو خواب حواس داری؟
شوگا: جمله سنگین و منطقی بود.. یه هفته تعطیل رسمی🗿
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیهوپ: " با ترس از خواب پرید "
ات: ای وای ننم جان.. سرم
جیهوپ:اون عقل کوچیکی هم که داشتی رو از دست دادی
ات: میمون بجای اینکه کمک کنی داری نمک میریزی
جیهوپ:ایش..
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیمین: " با صدای افتادن تو از خواب بلند شد"
ات: ایجیمین.. کمک..
بهت خیره شد و شروع کرد به خندیدن
جیمین:وای.. خیلی خوب بود..
ات: شوخیت گرفتهههه؟ مناینجا افتادمتو داری میخندی؟
جیمین: دوباره یه بار فایده نداره
ات:🗿🗿🗿
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
تهیونگ: " با ترس از خواب پرید و جیغ زد"
ات: بابا چته من افتادم تو جیغ میزنی
تهیونگ: وای...
ات: کوفت
تهیونگ: سوسک بشی تورو عین آدمبخواب
ات: عین آدم میخوابم
تهیونگ: مشخصه
ات:🗿🗿🗿🌚🌚🌚
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جونگکوک: " با صدای افتادن با ترس پاشد و وایساد و دستشو گذاشت رو سرش"
ات: چته؟
جونگکوک: آماده برای انجام عملیات فرمانده..
ات: فکر کنمتو عالم سربازی موندی؟
جونگکوک: حملهه
ات: ای خدا... بیا برو بخواب
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
موضوع: وقتی نصف شب اط تخت میفتی پایین ( کار هر شب من😂🗿)✿
نامجون: " با ترس از خواب میپره"
ات: اییی.. سرم
نامجون: دخترچیکار میکنی ترسیدم..
ات: آخ..
نامجون: خوبی؟
ات: هف.. آره بگیر بخواب
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جین: "از خواب میپره و بلندت میکنه میزاره رو تخت"
ات: ای .. سرمداغونشد
جین: عقلتون از دست دادی بچه؟
ات: از فصد نبود که
جین: بگیر بخواب، از فردا کنارت بالشت بزار
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
شوگا: "ایشون خوابش نمیبرد و تو فکر بود که با صدای برخورد بدن تو با زمین از فکر و خیالش در اومد "
ات: وای..
"بلند شد و گذاشتت روی تخت"
شوگا: حواست کجاست؟
ات: تو خواب حواس داری؟
شوگا: جمله سنگین و منطقی بود.. یه هفته تعطیل رسمی🗿
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیهوپ: " با ترس از خواب پرید "
ات: ای وای ننم جان.. سرم
جیهوپ:اون عقل کوچیکی هم که داشتی رو از دست دادی
ات: میمون بجای اینکه کمک کنی داری نمک میریزی
جیهوپ:ایش..
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیمین: " با صدای افتادن تو از خواب بلند شد"
ات: ایجیمین.. کمک..
بهت خیره شد و شروع کرد به خندیدن
جیمین:وای.. خیلی خوب بود..
ات: شوخیت گرفتهههه؟ مناینجا افتادمتو داری میخندی؟
جیمین: دوباره یه بار فایده نداره
ات:🗿🗿🗿
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
تهیونگ: " با ترس از خواب پرید و جیغ زد"
ات: بابا چته من افتادم تو جیغ میزنی
تهیونگ: وای...
ات: کوفت
تهیونگ: سوسک بشی تورو عین آدمبخواب
ات: عین آدم میخوابم
تهیونگ: مشخصه
ات:🗿🗿🗿🌚🌚🌚
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جونگکوک: " با صدای افتادن با ترس پاشد و وایساد و دستشو گذاشت رو سرش"
ات: چته؟
جونگکوک: آماده برای انجام عملیات فرمانده..
ات: فکر کنمتو عالم سربازی موندی؟
جونگکوک: حملهه
ات: ای خدا... بیا برو بخواب
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
- ۹۵.۳k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط