همیشه می خواستم سریع بفهمم آخرش چی میشه. از وسط ماجرا خوش

همیشه می خواستم سریع بفهمم آخرش چی میشه. از وسط ماجرا خوشم نمی اومد. هر کتابی که می خوندم می خواستم برسم به تهش. اگه قرار بود از یه جا برم دوست داشتم سریع تر بلند شم و اونجا رو ترک کنم. اگه قرار بود رابطه م با کسی تموم بشه، خودم خیلی سریع این کار رو می کردم. از کش اومدن هیچ خوشم نمی اومد. از انتظار کشیدن برای رسیدن به چیزی که پیش بینی شده بود و خیلی هم باب میلم نبود؛ نفرت داشتم. اما تو، یجورِ دیگه ای برام. دوست دارم باهات توی جاده ای باشم که مقصد نداره، واسه همینه که نصف قرارهامون اینه که با ماشین بچرخیم. هی کوچه ها و خیابون های بالا و پایین خونتون رو متر کنیم و حرف بزنیم. بی اینکه حرف کم بیاریم. بی اینکه خسته بشیم از حرفامون. با تو دوست دارم کش بیاد زمان. تموم نشه. نگذره. انگار که یه رمانی که هیچ دوست ندارم به انتهاش برسم. فقط می خوام غرق شم توی واژه ها و جمله هات...

حسین_رحمتی_زاده
دیدگاه ها (۱۲)

‏🐺[۱:۱۰ به وقت کره]بعد از تمرین اومدم.اِم، خب... اینکه توی خ...

سلامم خوشگلای من💕امیدوارم حال همه‌تون خوب باشهخواستم بگم که ...

خب ارمی ها اومدم یکم باهاتون حرف بزنماین چند وقت نبودم ولی ا...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

زیبای کوچک فریبکار

سلام کوچولو های من بیاید بهم لغب بدید نمی دونم هر چی دوست دا...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط