شب را آرام در آغوش خواهم گرفت

شب را آرام در آغوش خواهم گرفت
تا که کسی از بوی دلتنگی هراسان نباشد
به آرامی ستاره ها را میشمارم
تا که کسی نشنود صدای تنهاییم را
نجواهای شبانه ی دلم را
به آرامی به کوچه های غبارآلود تنم
میسپارم
نکند رهگذری از آنسوی دنیا بشنود نجوایم را
چه سنگین است هضم این دل آشوبی
دیدگاه ها (۴)

در حضور خارها هم مےشود  یڪ یاس بود...

زندگی با تولد شروع نمیشودبا تحول آغاز میشودلازم نیست بزرگ با...

اینم ماشینکسی هست بخره....نبودکسی نیست بخرهباشه منم نخواستمب...

شب را آرام در آغوش خواهم گرفتتا که کسی از بوی دلتنگی هراسان ...

🌙 نیایش شبانه و آرزوی خواب آرامخدایا…در این لحظه‌های آرام شب...

پایان داستان رنگ هااین پایان آغازی نو استاخرین اثر سه گانه ر...

شهرام گراوندی

پارت 13 : عشق در آغوش سلطنتپادشاه برای چند ثانیه‌ی کش‌دار، م...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

🎵🎶 ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت چهارمصبح روز بعد، کوک زودتر از ...

کرامتِ انسانی، با گداییِ نان از خیریه‌ها سازگار نیست.• ─────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط