پارت عمارتبونتنباحضوردوسانویاعظم
♡ پارت ۱ ♡ #عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
*بحث های میکا و سوناکو...
سوناکو:مامان تو بابانو داری(مایکیو) چرا به عمو ایزانا چشم دارییییی؟
میکا : خجالت بکش💢با مادرت درست حرف بزن💢💢
سوناکو : اما ماماننن من رو ایزانا کراشم
میکا : خاک به سرممم
سوناکو : مامان با من درست حرف بزن
میکا : من ریدم با بچه بزرگ کردنممممم
مایکی و ایزانا رو به این دوتا: 😳😳😳😳
مایکی: این دوتا چشونه؟
ایزانا: زن و بچه ی تو هستن دیگه
مایکی: خفه شو آنیکی اون سوناکو برادرزاده توعه
ایزانا: به من چه به تو رفته
مایکی: خفه شو میگم آنیکی!
و دعوای این دو آغاز میگردد!
ما دوتا در حال دعوا سر گردن گرفت اینا، اون دوتا درحال دعوا سر گردن نگرفتن ما.
همچنان سانزو،کاکوچو،ران،ریندو،کوکو،موچی،تاکئومی: سوناکو داره همه رو مثل خودش میکنه... هم مامانش،الان هم عمو و باباش...
سوناکو : نگاه های برزخی به تاکئومی:
تاکئومی: گوه خوردم اونطوری نگام نکن روانی
حالا مایکی،ایزانا،میکا همزمان: به دختر/برادرزاده/بچه ی من چی گفتی؟
تاکئومی: بابا غلط کردمممممم
*بقیه: در حال جر خوردن ز خنده*
میکا : خب دیگه بسه!
سوناکو : نهههه عمو ایزانا مال منههههههه
سوناکو رو به عمو ایزانا: عمو تو مال منی یا مامانم؟
ایزانا: ها؟
مایکی: باز این بچه شروع کرد...
سوناکو: من یا مامانممممممممممم؟
ایزانا: داد نزنننننن
سوناکو: نهههههه به جد هفت آباد زده ی سانزو ی تاکهومی زاده قسم تو مال منییییییییییییییییییییییییی
سانزو: منو چیکار داری هاااااااااااااا؟
مایکی: ای خدا دوباره شروع شد دوباره شروع شد
ایزانا: اصلا من مال مایکیم ولم کنیییییییدددددددد
میکا،سوناکو،کاکوچو،مایکی: هاع؟
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
الان پارت بعدی رو هم میزارم
حمایت یادتون نره...
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
*بحث های میکا و سوناکو...
سوناکو:مامان تو بابانو داری(مایکیو) چرا به عمو ایزانا چشم دارییییی؟
میکا : خجالت بکش💢با مادرت درست حرف بزن💢💢
سوناکو : اما ماماننن من رو ایزانا کراشم
میکا : خاک به سرممم
سوناکو : مامان با من درست حرف بزن
میکا : من ریدم با بچه بزرگ کردنممممم
مایکی و ایزانا رو به این دوتا: 😳😳😳😳
مایکی: این دوتا چشونه؟
ایزانا: زن و بچه ی تو هستن دیگه
مایکی: خفه شو آنیکی اون سوناکو برادرزاده توعه
ایزانا: به من چه به تو رفته
مایکی: خفه شو میگم آنیکی!
و دعوای این دو آغاز میگردد!
ما دوتا در حال دعوا سر گردن گرفت اینا، اون دوتا درحال دعوا سر گردن نگرفتن ما.
همچنان سانزو،کاکوچو،ران،ریندو،کوکو،موچی،تاکئومی: سوناکو داره همه رو مثل خودش میکنه... هم مامانش،الان هم عمو و باباش...
سوناکو : نگاه های برزخی به تاکئومی:
تاکئومی: گوه خوردم اونطوری نگام نکن روانی
حالا مایکی،ایزانا،میکا همزمان: به دختر/برادرزاده/بچه ی من چی گفتی؟
تاکئومی: بابا غلط کردمممممم
*بقیه: در حال جر خوردن ز خنده*
میکا : خب دیگه بسه!
سوناکو : نهههه عمو ایزانا مال منههههههه
سوناکو رو به عمو ایزانا: عمو تو مال منی یا مامانم؟
ایزانا: ها؟
مایکی: باز این بچه شروع کرد...
سوناکو: من یا مامانممممممممممم؟
ایزانا: داد نزنننننن
سوناکو: نهههههه به جد هفت آباد زده ی سانزو ی تاکهومی زاده قسم تو مال منییییییییییییییییییییییییی
سانزو: منو چیکار داری هاااااااااااااا؟
مایکی: ای خدا دوباره شروع شد دوباره شروع شد
ایزانا: اصلا من مال مایکیم ولم کنیییییییدددددددد
میکا،سوناکو،کاکوچو،مایکی: هاع؟
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
الان پارت بعدی رو هم میزارم
حمایت یادتون نره...
- ۱۰.۰k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط