شده باران بزند بر بدن پنجره‌ات

شده باران بزند بر بدن پنجره‌ات
ناگهان بغض بیفتد به تن حنجره‌ات :((
دیدگاه ها (۶۴)

‹‌ دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش! ˇˇ ›

می دانی قشنگیِ عشق به دست نیافتنی بودنش است.اینکه در ذهنت مع...

شهر از صدا پر استولی از سخن، تهی...•| نادر نادرپور

「 به جهانی ندهم گوشه‌ی تنهایی را. 」

پنجره ی باران خورده ات را باز کنچند سطر پس از بارانچشمهایم ر...

╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╲╱❀╲╱╲╱❀╲╱╲╱❀╲╱‏اگر بخواهم تو را توصیف کنمخوا...

‌تو را با لهجه ی بارانی ات خواندم یادت نشست .. رویِ قاب احسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط