روزگـــاری دیــده در دیــدار یاری داشتیم

روزگـــاری دیــده در دیــدار یاری داشتیم
بـــودن و دیــدار او را دائمــی پنداشتیــم

غرق شادی ها شدیم و غافل از ایام هجر
ای دریغا فصل گندم بود و ما جو کاشتیـم
دیدگاه ها (۱)

روز تـلـخ غربــت و ایـــام سنــگین فراق آمد وما بی خبر افکار...

تو همه عمر منی، جان من ، روح منــی بی تو من میمیرم، تا ...

ᴘᴀʀᴛ4215 سال دروغ فصل سوم«مردمتان معترض‌اند. بسیار خواستار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط