Forbidden Weakness

Forbidden Weakness
ضعف ممنوعه
فصل دوم
p.24
(روایت از زبان جونگ کوک)


چند ثانیه به عکس خیره موندم.
اون آدمی که گوشه‌ی تصویر بود، صورتش واضح نبود.
ولی یه چیز توی ظاهرش برام آشنا بود.

- این عکس رو از کجا آوردی؟

ا.ت سرش رو تکون داد.

+ نمی‌دونم...

عکس رو بیشتر زوم کردم.
یه علامت روی دست اون آدم بود.
یه نماد کوچیک که قبلاً یه جا دیده بودم.
فکم رو محکم کردم.

- اینو می‌شناسم.

ا.ت با تعجب نگام کرد.

+ کجا دیدیش؟

- توی پرونده‌های جئون‌ها.   (دیدین چه اسم اختراع می‌کنم از خودم؟😁😁😁)

چند ثانیه سکوت شد.
ا.ت آروم گفت:

+ یعنی چی؟

- یعنی تهیونگ تنها کار نمی‌کنه.

همون لحظه صدای باز شدن در ورودی کتابخونه اومد.
هر دومون برگشتیم.
چند نفر وارد سالن شدن.
ولی تهیونگ بینشون نبود.
گوشی ا.ت لرزید.
پیام جدید.

«بالاخره فهمیدی.»

پیام دوم:

«ولی هنوز نمی‌دونی اون آدم کیه.»

نگاهم رو به ا.ت دوختم.

- باید بریم.

+ چرا؟

- چون اگه این آدم‌ها برای ما اومده باشن، اینجا دیگه امن نیست.

دست ا.ت رو گرفتم و با سرعت از بین قفسه‌ها رد شدیم.
صدای قدم‌ها پشت سرمون بیشتر می‌شد.
ا.ت نفس‌نفس می‌زد.

+ جونگ‌کوک، دارن دنبالمون میان!

- می‌دونم.

پیچیدیم سمت راهروی پشتی.
یه در خروج اضطراری انتهای راهرو بود.
به سمتش رفتیم.
اما وقتی دستم رو روی دستگیره گذاشتم...
قفل بود.
صدای قدم‌ها نزدیک‌تر شد.
ا.ت آروم گفت:

+ گیر افتادیم؟    (نه داداش خیالت راحت)

به اطراف نگاه کردم.
راه دیگه‌ای نبود.
بعد صدای آشنایی از پشت سرمون اومد.

؟؟؟: فکر کردید می‌تونید از اینجا فرار کنید؟

آروم برگشتم.
تهیونگ چند متر اون‌طرف‌تر ایستاده بود.
و این بار...
تنها نبود...........
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۰)

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دوم p.25 (روایت از زبان ا.ت...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دوم p.26 (روایت از زبان جون...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.23(روایت از زبان ا.ت)چ...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.22 (روایت از زبان ا.ت)...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دوم p.19 (روایت از زبان ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط