استایل فرودگاه دینا رو پست بعد میزارم
استایل فرودگاه دینا رو پست بعد میزارم
ویو دینا :
دیگه داشت ساعت ۹ میشد و ساعت ۱۰ پرواز داشتم برای همین سریع لباس هام رو تنم کردم و چمدونم که از دیشب جمع کرده بودم رو برداشتم و رفتم به سمت فرودگاه ولی با ماشین خودم نرفتم و یه تاکسی گرفتم
وقتی رسیدم فرودگاه ساعت یه ربع به ده بود برای همین نشستم تا هواپیما بیاد
ویو دینا چند ساعت بعد :
بعد از چند ساعت به فلیپین رسیدم و به دیوید زنگ زدم بعد از چند تا بوق خورد جواب داد
دیوید : الو سلام
دینا : سلام خوبی من رسیدم فیلیپین میتونی بیای دنبالم
دیوید : باشه الان میام
بعد چهل دقیقه دیوید بلاخره اومد دیگه داشت حوصلم سر میرفت
دیوید : سلام دینا
دینا : دیوید رو محکم بغل میکنه
دیوید هم محکم تر دینا رو بغل میکنه
دینا : ببخشید محکم بغلت کردم باورم نمیشه که بعد ۳ سال دارم میبینمت
دیوید : منم باورم نمیشه
دینا : میشه بریم خونه واقعا خستم
دیوید : آره حتما
دینا : ماشینت کجا هست
دیوید : توی پارکینگ فرودگاه تو اینجا بمون تا من ماشین رو بیارم
دینا : باشه ولی زود بیا
ویو دینا :
دیگه داشت ساعت ۹ میشد و ساعت ۱۰ پرواز داشتم برای همین سریع لباس هام رو تنم کردم و چمدونم که از دیشب جمع کرده بودم رو برداشتم و رفتم به سمت فرودگاه ولی با ماشین خودم نرفتم و یه تاکسی گرفتم
وقتی رسیدم فرودگاه ساعت یه ربع به ده بود برای همین نشستم تا هواپیما بیاد
ویو دینا چند ساعت بعد :
بعد از چند ساعت به فلیپین رسیدم و به دیوید زنگ زدم بعد از چند تا بوق خورد جواب داد
دیوید : الو سلام
دینا : سلام خوبی من رسیدم فیلیپین میتونی بیای دنبالم
دیوید : باشه الان میام
بعد چهل دقیقه دیوید بلاخره اومد دیگه داشت حوصلم سر میرفت
دیوید : سلام دینا
دینا : دیوید رو محکم بغل میکنه
دیوید هم محکم تر دینا رو بغل میکنه
دینا : ببخشید محکم بغلت کردم باورم نمیشه که بعد ۳ سال دارم میبینمت
دیوید : منم باورم نمیشه
دینا : میشه بریم خونه واقعا خستم
دیوید : آره حتما
دینا : ماشینت کجا هست
دیوید : توی پارکینگ فرودگاه تو اینجا بمون تا من ماشین رو بیارم
دینا : باشه ولی زود بیا
- ۱۳۳
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط