تو می روی

تو می روی


برای رفتن تو راه می شوم !


تو پلک می زنی و من


برای چشم های غم گرفته ات نگاه می شوم !


تو خسته می شوی و من


برای خستگی تو


چه عاشقانه تکیه گاه می شوم . . . !


دلت گرفته است ؟


پا به پای گریه های تو


بغض و اشک و آه می شوم !


سکوت می کنی و من به احترام خلوتت


به شب پناه می برم


سیاه در سیاه می شوم . . . !


همیشه آخر تمام شکوه ها


به چشم های عاشقت که می رسم


سکوت می کنم


و باز برای آسمان غم گرفته ی تو ماه می شوم …
دیدگاه ها (۱۲)

هیچوقت کسی رو پس نزن کهدوستت دارهمراقبتهنگرانتهچون یه روز بی...

بگذار همه ی زندگی ام گره ی کور بخورد …دستهای “تــــــــــو” ...

آقای منغفلتِ ما از غیبتِ تو؛غم انگیزتر است ...              ...

لفبا برای سخن گفتن نیستبرای نوشتن نام توستاعدادپیش از تولد ت...

مرا رها نمیکند دو چشم بی ریای توشاید که آلوده شوم به آتش نگا...

گاهی آن‌قدر خسته می‌شوی که دیگر حتی دلت نمی‌خواهد کسی حالت ر...

یا اباعبدالله…دست دلم را بگیر؛نه برای آنکه همه آرزوهایم برآو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط