دوباره باران گرفت

دوباره باران گرفت

باران معشوقه‌ی من است
به پیش بازش در مهتابی می‌ایستم
می‌گذارم صورتم را و

لباسهایم را بشوید
اسفنج وار

باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو برمی‌گردی
شعر بر می‌گردد
پاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توست
پاییز یعنی مو و لبان تو
دست‌کش ها و بارانی تو
و عطر هندی‌ات که صد پاره‌ام می‌کند
باران‌، ترانه‌ای بکر و وحشی ست
رپ رپه‌ی طبل‌های آفریقایی ست
زلزله وار می‌لرزاندم!
رگباری از نیزه‌ی سرخ پوستان است
عشق در موسیقی باران دگرگون می‌شود
بدل می‌شود به یک سنجاب
به نریانی عرب یا پلیکان غوطه ور در مهتاب!
چندان که آسمان سقفی از پنبه های خاکستری ابر می‌شود
و باران زمزمه می‌کند
من چون گوزنی به دشت می‌زنم
دنبال عطر علف
و عطر تو که با تابستان از این جا کوچیده!

Delnevesht
https://telegram.me/wisgooniha
دیدگاه ها (۹)

دوست خلاصه و عصاره زندگی ست. دوست چاله چوله های احساست را پر...

پرنده بودن خوب استحتی اگر کلاغ باشیلااقل می توانی پرواز کنیا...

میدانم هنوز هم باران را دوست داری...!می بینی چشم هایم تا خود...

مثل ضجه های دختری لالزیر آوارمثل خمیازه ی کولبری پیردر شلم ش...

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

بقیشدخترک جلوی ایتاچی خم شد، موهای قهوه ای پررنگش مثل پرده ا...

☆فرشته کوچولو من☆part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط