خدایـــــــــــــا؛
خدایـــــــــــــا؛
بابت هـــــ ــر شبـــ ـی که بی شکر سر بر بالیــ ــن گذاشتم؛
بابت هر صبحـــــی که بی ســ ـــلام به تو آغاز کــ ــردم؛
بابت لحظــ ـــات شادی که به یــ ــادت نبودم؛
بابت هر گره که به دســ ــت تو باز شد و من به شــ ــانس نسبتش دادم؛
بابت هر گره که به دستـــ ــم کور شد و مقصــ ــر را تو دانستــ ــم؛
مرا ببخش ...
شب همگی کربلایی
بابت هـــــ ــر شبـــ ـی که بی شکر سر بر بالیــ ــن گذاشتم؛
بابت هر صبحـــــی که بی ســ ـــلام به تو آغاز کــ ــردم؛
بابت لحظــ ـــات شادی که به یــ ــادت نبودم؛
بابت هر گره که به دســ ــت تو باز شد و من به شــ ــانس نسبتش دادم؛
بابت هر گره که به دستـــ ــم کور شد و مقصــ ــر را تو دانستــ ــم؛
مرا ببخش ...
شب همگی کربلایی
- ۱۵۳
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط