رفیقم تعریف میکرد من یه مدت پیش از دختر همسایمون خوشم اوم

رفیقم تعریف میکرد من یه مدت پیش از دختر همسایمون خوشم اومده بود، زنگ زدم به مادربزرگش گفتم من از بانک ملی زنگ میزنم نوه شما تو قرعه کشی برنده شده شمارشو میخوام، پیرزنه از خوشحالی داشت میمرد بعد بهم ۳ تا شماره داد خونشون و محل کار بابا و ننه دختره :|
دیدگاه ها (۱۲)

ترکم نکن

رفیقم تعریف میکرد من یه مدت پیش از دختر همسایمون خوشم اومده ...

پارت ۶❤( اخراجی ها )

زندگی نو پارت پنج

#ناجی #پارت_٢٢چشمامو ک باز کردم همونجا وسط سالن دراز کشیده ب...

❤طنز اکــسو❤چن: من تا الان فک میکردم GF مخفف گوجه فرنگیهاین ...

لجباز_جذابP45وبالاخره رسیدیم خونمون.. رفتم توی اتاقمو روی تخ...

#چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن 💞 ✍ #قسمت_دوم-بیچارہ پایگاهی که ش...

#چگونه-باپدرت-آشنا شدم؟-10-نامه شماره ده «کارمند باجه شماره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط