غصه هایم چون رود میایند

غصه هایم چون رود میایند
و جا خوش میکنند در دریاچه دلم
کاش دلم دریا بود
راه داشت به جایی
و غصه هایم
میریختند به اقیانوس و گم میشدند
میان جنب و جوش ماهی ها
ماهیان دلم چون ماهی تنگ بلور عیدها
غم باد گرفته اند
دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

جونم واست بگه :ساعتⓗ:ⓗروبیخیال..وقت وقت همیشگیست...ازواقعیت ...

#توهم_دریا...دنیای آرامی که سهمم بوددر باور تاریک شب گم شدپن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط