خب آدمیست دیگر ، دلش تنگ میشود ،

خب آدمیست دیگر ، دلش تنگ میشود ،
حتی برای کسی که دو ساعت پیش برای اولین بار دیده...
الان باید علامت تعجب بگذارم جلوی این جمله؟!!!...
آدم ها از یک جایی در زندگیت پیدا میشوند
که فکرش را نمیکنی ،

از همانجا که گم میشوند ،
تعدادشان هم کم نیست ، هی می آیند و میروند ،
اما...این تویی که توی آمدن یکیشان گیر میکنی و

وای به حالت اگر که او فقط آمده باشد سلامی بکند و برود!...
دیدگاه ها (۱)

My lovely neighbor part : 74

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

پارت چهارم: انبار رز سیاه 🥀🖤چند ساعت بعد، انبار قدیمی در سکو...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

007-پنهان در مه - پارت ۶۴

پارت ۳۰ (فعلا با همین پیش بریم ببینیم اون دوتای دیگه رو چیکا...

Part 7

شروع ✨ و بعد از اتاق رفت بیرون و نانسی هم لباس رو پوشید خیلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط