بازار سیاه رفتم ...

بازار سیاه رفتم ...
برای خریدن عشق ...

ولی در ابتدای ورودم ...
روی کاغذی خواندم ...

در غرفه هوس بازان ...
عشق را به حراج گذاشتند ...

به قیمت نابودی پاک بازان ...
دیدگاه ها (۱)

تا بوده، همین بوده: همیشه دلتنگ اونی هستیم که نیست و حوصله ک...

دلم برای خنده‌های بی‌ دلیلبرای شادمانی‌هایِ بی‌ سبب برای بی‌...

میدونی آدم یه وقتایی یه سری رفتارا میبینه یه سری حـرفا میشنو...

به چشمانم قسم خوردی بمانیقسم خوردی که قدرم را بدانینگاهم کن ...

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

#اربـاب‌‌سـنگدل #پارت_12···و آروم خندید.. رفت روی تخ‍..‍ت و ...

می‌دونم گوشت گرونه. می‌دونم سخته ولی من نمی‌ذارم بیخیال رژیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط