گرگ موقع مردن وصیتش این بود پوستم را بسوزانید، تا هیچ وقت

گرگ موقع مردن وصیتش این بود پوستم را بسوزانید، تا هیچ وقت شغالی درآن نقش مرا بازی نکند که نفرین بره ای پشت سرم باشد *
دیدگاه ها (۴)

اگربار گران بودیم و رفتیم *اگرنا مهربان بودیم ورفتیم * شما ب...

مستقم برو، به دوراهی میرسییک راهش ختم میشود به من و راه دیگر...

یاد تو حس قشنگیست که دردل دارم*چه بخواهی چه نخواهی نگهش میدا...

چه کلمه ی مظلومیست (قسمت)تمام تقصیرهای مارا بی اعتراض به گرد...

محمد جهان آرا» فرمانده وقت سپاه پاسداران شهر خرمشهر از اشخاص...

🎥 روایت جنجالی خبرنگار جداشده اینترنشنال از این شبکه اسرائیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط