روزی که نگاهمان در هم آمیخت …

روزی که نگاهمان در هم آمیخت …
می خواستم بگویم که…
اما سکوت کردم
حس کردم ، ازنگاهم ، رازم را خوانده باشی
دیدگاه ها (۱)

تنها نشسته ام ……. اما تنها نیستم……… یادت امان تنهایی نمیدهد

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند .. معنی کور شدن را گره ها ...

نمی خواهم خاطره ی فردایم شوی! امروز من باش حتی لحظه ای……!

از من نرنج... نہِ مغرورم نہِ بے احساس... فقط خستہِ ام... خست...

من می خواستم صفحه را گم نکنم اینجوری می کردم🤣

رهبر شهید: ای ایران بخوانهمه ایران می خوانند شمامی خواستم بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط