سَرمایِہ‌اَم تَنها ...

سَرمایِہ‌اَم تَنها ...

دِلَم بود

دیروز تَمامَش را ...

صَدَقِہ دادَم ...

بِہ هَواےِ لَبخَندِت
دیدگاه ها (۱)

ڪاری ندارهوقتی دیدمت بایه غرور خاصے میگم:خیلی وقتهفراموشت ڪر...

این کیست گشوده خوش تر از صبح پیشانیِ بیکـــــــرانه در من .....

دو چیز تو دنیا خیلی سخته, یکی منتظر موندنه یکی هم فراموش کرد...

وقتی دلت بجایی گیر باشد کل زندگیت را نخ کش میکند... !

آقای من! صبح است و دلم هوای ظهور تو را کرده. کوچه‌های دلم را...

عاشقانه های شبنم

جوری که اون ی نفر قربون صدقه ام میره با گند ترین اخلاق دنیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط