شاعر شده م بهر تو غزل گویان

شاعر شده م بهر تو غزل گویان
از مجلس رندانه گذر خواهم کرد
از خود شده ام بیخود بادیه ریزان
از مجلس عشاق گذر خواهم کرد
ساقی دو سه پیمانه از لعل لب یارم
مهمان مان کن از این دو‌سه شب بگزر
بیخود شده م ساقی از ان قدح شیرین
پر کن تو یه پیمانه از عیش گذر کن
مستی تو را یک جا بیهوش و سرپا کرد
از این گذر ایام یک جا گذر خواهد کرد
از ناله ی این معشوق بلبل شده سرگردون
تا که کند اواز یا بهر او افسون
اینک تو مرا بشنو ای ساقی عشاق
از این دو پیمانه،یاران شده دیوانه
دیدگاه ها (۳)

^_^

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط