شنبه شد باده انگور سفارش دادم

شنبه شد باده انگور سفارش دادم
غزلی با دف و تنبور سفارش دادم

تا که یکشنبه شد از عشق عسل های لبت
وسط مزرعه زنبور سفارش دادم

من به دریای لبت روز دوشنبه زده ام
روی امواج لبت تور سفارش دادم

چه عزیز است سه شنبه که پس از مدت ها
رنگ موهای ترا بور سفارش دادم

عصر چارشنبه نیا پای قرار دل من
چونکه یک عالمه مامور سفارش دادم

باز پنج شنبه سر قبر غزل ها رفتم
گریه کردم دوسه تا گور سفارش دادم

جمعه ها دست خودم نیست دلم میگیرد
استخوان دردم و ساطور سفارش دادم....
دیدگاه ها (۱۲)

دلشوره ها دروغ نمی گویندهر بار از سایه ی زنیکه مرا بیشتر از ...

می گویندقانون است که زن بنشیندتا مرد نازش را بکشد!زن کم باشد...

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کندتو در هر لحظههزار اتفا...

مثل زهری تلخ در شیرینی قندی کثیفبر لبانت نقش بست آن‌ روز لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط