اسم فیک: عشق اجباری من
اسم فیک: عشق اجباری من
پارت: سیزدهم
جونگکوک: بازم که داری حرص میخوری
مین جی: ساکت شو
جونگکوک: چرا صدام اذیت میکنه؟
مین جی: اره خیلی
جونگکوک: باید تحملش کنی
مین جی: اگر نخوام چی؟
جونگکوک:(یه قدم نزدیک میشه) اگر خودت نخوای هم مجبوری
مین جی: کسی نمیتونه منو مجبور کنه
جونگکوک:(دستاشو میزاره توی جیب شلوارش و نیشخند میزنه
جونگکوک: اگر کسی نمیتونست مجبورت کنه الان اینجا نبودی
اگر کسی نمیتونست مجبورت کنه تا الان باید فرار میکردی نه اینکه امروز اینجا با من توی این اتاق باشی
مین جی:
دیگه خون به مغزم نرسید
انقدری عصبانی شدم که سریع رفتم سمتش
و زدم توی دهنش
مین جی:فکر میکنی من از سر دلخوشی اینجامم؟؟؟
مین جی: فکر میکنی خیلی خوشحالم که باید با هیولای دو قطبی ای مثل تو ازدواج کنم؟؟؟؟
مین جی:(مین جی رفت و انگشت اشاره اش رو محکم میکوبید روی شونه ی جونگکوک و گفت)
مین جی: نه اقای جئون من اگر چیزیو نخوام هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیرهه(کمی بلند)
جونگکوک:(دست مین جی رو میگیره و میاره پایین)
جونگکوک: پس این ازدواج رو میخوای
مین جی: اره میدونی چرا؟؟؟ (عصبانی)
جونگکوک: چرا
مین جی: تنها دلیلی که میتونم برای ازدواج با تو داشته باشم پوله پول
پول برای نجات خودم که بتونم برم دانشگاه
پول برای نجات پدر و پدربزرگم که نرن زندان
و ففط تو میتونی این خواسته های منو با پول برآورده کنی
مین جی: هیچ وقت فکر نکن که من از خدامه با آدمی مثل تو ازدواج کنم چون اگر بفهمم همچین فکری میکنی فقط خدا میدونه که چه کارهایی ازم برمیاد
جونگکوک: تهدید میکنی؟
مین جی: اسمشو هرچی که میخوای بزار
شرط: ۱۹ لایک ۲۲ کامنت ۸ بازنشر
پارت: سیزدهم
جونگکوک: بازم که داری حرص میخوری
مین جی: ساکت شو
جونگکوک: چرا صدام اذیت میکنه؟
مین جی: اره خیلی
جونگکوک: باید تحملش کنی
مین جی: اگر نخوام چی؟
جونگکوک:(یه قدم نزدیک میشه) اگر خودت نخوای هم مجبوری
مین جی: کسی نمیتونه منو مجبور کنه
جونگکوک:(دستاشو میزاره توی جیب شلوارش و نیشخند میزنه
جونگکوک: اگر کسی نمیتونست مجبورت کنه الان اینجا نبودی
اگر کسی نمیتونست مجبورت کنه تا الان باید فرار میکردی نه اینکه امروز اینجا با من توی این اتاق باشی
مین جی:
دیگه خون به مغزم نرسید
انقدری عصبانی شدم که سریع رفتم سمتش
و زدم توی دهنش
مین جی:فکر میکنی من از سر دلخوشی اینجامم؟؟؟
مین جی: فکر میکنی خیلی خوشحالم که باید با هیولای دو قطبی ای مثل تو ازدواج کنم؟؟؟؟
مین جی:(مین جی رفت و انگشت اشاره اش رو محکم میکوبید روی شونه ی جونگکوک و گفت)
مین جی: نه اقای جئون من اگر چیزیو نخوام هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیرهه(کمی بلند)
جونگکوک:(دست مین جی رو میگیره و میاره پایین)
جونگکوک: پس این ازدواج رو میخوای
مین جی: اره میدونی چرا؟؟؟ (عصبانی)
جونگکوک: چرا
مین جی: تنها دلیلی که میتونم برای ازدواج با تو داشته باشم پوله پول
پول برای نجات خودم که بتونم برم دانشگاه
پول برای نجات پدر و پدربزرگم که نرن زندان
و ففط تو میتونی این خواسته های منو با پول برآورده کنی
مین جی: هیچ وقت فکر نکن که من از خدامه با آدمی مثل تو ازدواج کنم چون اگر بفهمم همچین فکری میکنی فقط خدا میدونه که چه کارهایی ازم برمیاد
جونگکوک: تهدید میکنی؟
مین جی: اسمشو هرچی که میخوای بزار
شرط: ۱۹ لایک ۲۲ کامنت ۸ بازنشر
- ۴۱۲
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط