حالا که نیامدم دمت را بفرست

حالا که نیامدم دمت را بفرست

من نیستم آن جا کرمت را بفرست

گفتم که مریضم و دوا می خواهم

پس گرد و غبار حرمت را بفرست
دیدگاه ها (۱)

ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَتزهـرایـی و خــورشید غبـار قدمـت...

عمریست رهین منت زهرائیممشهور شده به عزت زهرائیممُردیم اگر به...

ای داغ غمت لاله به باغ دل مانام تو رقیّه جان، چراغ دل مادلسو...

هجده لغت به سوره ای کوثر نوشته است یعنی که عمر فاطمه(سلام ال...

عمق

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ عارضش خطّی به...

#شعر_قدیمی 🍂بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط