جـور مـیـکـنـد خـدا در و تـخـتـه را بـا هـم آن طـور کـه ت

جـور مـیـکـنـد خـدا در و تـخـتـه را بـا هـم آن طـور کـه تـو و مـرا آشـنـا کـرد ؛ تـو شـدی خـاطـره سـاز و مـن خـاطـره بـاز
دیدگاه ها (۱)

چه داماد زشتی

.

خاک برسرت

مـن عاشق نیستمفقط گاهی حرف تو که می شود ، دلم مثل اینکه تب ک...

من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط