مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

#in_your_eyes

#in_your_eyes
"ادامه پارت ۸۸"

ویو کایلا

فقط دلم میخواست مطمئن بشم سالمه
چند ثانیه سکوت بینمون نشست
فقط صدای نفس‌های آروممون توی خونه پیچیده بود
کوک چند ثانیه ساکت موند
بعد یه خنده‌ی بی‌جون کرد
سرشو به دیوار تکیه داد و زیر لب گفت:
امشب... خیلی خسته‌کننده بود...

اخم کردم:
کوک... بیا اول بشین
سرشو تکون داد:
نههه... من خوبم
همون موقع خواست یه قدم برداره
تعادلش یه لحظه به هم خورد

بی‌اختیار دستشو گرفتم
با خنده گفت:
دیدی؟
گفتم خوبم... فقط زمین باهام لج کرده.

چشمامو چرخوندم:
اصلاً خنده‌دار نیست

چند لحظه فقط نگام کرد.
بعد دوباره خندید:
وقتی اخم میکنی...
ترسناک میشی

با حرص گفتم:
جونگ کوک...
الان وقت شوخی نیست

نگاهش چند ثانیه روی صورتم موند.

بعد خیلی آروم گفت:
میدونی...
امشب خیلی به یه چیز فکر کردم...
سکوت کردم تا ادامه بده

یه نفس عمیق کشید:
فکر کردم...
شاید من زیادی فکر میکنم.
زیادی حساس میشم.

نگران‌تر از قبل بهش نگاه کردم:
داری درباره‌ی چی حرف میزنی؟
چند لحظه چیزی نگفت
بعد آروم سرشو بلند کرد

نگاهش مستقیم توی چشمام افتاد
با صدایی گرفته زمزمه کرد:
هیچی...
ولش کن...
فقط...
انگاری ..تو منو دوست نداری..

همون جمله...
باعث شد برای چند ثانیه فقط خشکم بزنه.
انگار حرفش توی سرم تکرار میشد.

یه حس عجیبی تمام وجودمو گرفت.
هم حرص...
هم ناراحتی...
هم دلم میخواست یه جوری بفهمونم که اینقدر راحت درباره‌ی من نتیجه‌گیری نکنه
بدون اینکه حتی فکر کنم...
یه قدم جلو رفتم
دوتا دستمو دور صورتش قاب کردم
کوک که انگار اصلاً انتظارشو نداشت ، با تعجب نگام کرد

چشم‌هاش مستقیم توی چشمام قفل شده بود
با اخم و صدایی که از حرص می‌لرزید ، گفتم:
کی بهت گفته من دوستت ندارم؟
کوک فقط نگام می‌کرد

لبخند خیلی کمرنگی گوشه‌ی لبش نشست
اما چیزی نگفت
یه کم بیشتر بهش نزدیک شدم

نذاشتم نگاهشو ازم بدزده
آروم‌تر، ولی محکم‌تر گفتم:
چرا فکر کردی دوستت ندارم...؟
از کجا مطمئنی...؟

تمام خونه توی سکوت فرو رفته بود
فقط صدای نفس‌های آروممون شنیده می‌شد
و کوک...
هنوز بدون اینکه جواب بده...
فقط توی چشم‌هام خیره مونده بود
دستمو از روی گونه اش برداشت و گرفت توی دستش.
یهو...
منو چسبوند به دیوار

سرشو انداخت پایین
پوزخند ریزی روی لبش اومد
دوباره توی چشمام نگاه کرد:
پس ثابتش کن...!


اسلاید ۲ تا ۴. دخترا واسه این پارت و بعدی کوک یه همچین وایبی میده اوکی؟🎀🛐



#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
دیدگاه ها (۰)

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

#in_your_eyespart_9۰«در کامنتا»لطفا کامنت نزارین که پاک میشه...

#in_your_eyes part_8۸ویو کایلاچند روز گذشته بودهمه چیز کم‌کم...

#in_your_eyespart_87ویو کایلاوقتی خریدام تموم شدبه سمت خونه ...

in your eyes

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ41[ویو جنی]=هنوز به چشم‌های جونگ‌کوک خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط