فرشاد : ظاهرا من آدما رو خوب درک میکنم، زنها وقتی درک شون

فرشاد : ظاهرا من آدما رو خوب درک میکنم، زنها وقتی درک شون میکنی، شل میشن می افتن گردنت!
کریم : خب درک شون نکن!
فرشاد: دست خودم نیست، تا می بینمشون، تق درک شون میکنم!
کریم: خب یه جوری درک شون کن نفهمن!
فرشاد: نمیشه قایم کرد، می فهمن ناکسا!!!
کریم: تو این خونه درک نمیکنیا، برو خواهر یکی دیگه رو درک کن!

سن پترزبورگ
دیدگاه ها (۳)

خب..یه چیزی میخواستم بگم راجب یه سری آدما نمیدونم اون شخص ای...

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۲: دیواری که نازک شداتاق هنوز توی صدای گر...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

سناریو بلولاک/قفل آبی

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁵(نایون+...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط