I loved be angel

I loved be angel
PART 34





فرمانده پارک. قربان....شما واقعا اون دختر رو دادین به اونا؟
تهیونگ. معلومه که نه....فقط میخام این مدت که نبودم و اینا با معطل کردن و پیچوندن ما رو دور زدن رو خیلی شیک براشون جبران کنم .... ( پوزخند
فرمانده پارک. اهوم....پس یعنی الان میخاید اون دختر رو نجات بدین ؟
تهیونگ . اره....فرمانده جانگ الان میاد دلار ها رو میدیم بهش و ما میریم هتل.!
فرمانده پارک. هتل؟!
تهیونگ. جیپی اسی که رو ایرپاد ا/ت وصل کردم آدرس یه هتل همین نزدیکی رو نشون میده!
فرمانده پارک. شما واقعا خیلی زیرکین ... ولی باید عجله کرد چون تا چند دقیقه دیگه اتفاق خوبی برای اون دختر نمی افته..!
تهیونگ. میدونم...
چند لحظه بعد
فرمانده جانگ. سلام قربان و فرمانده پارک..( تعظیم
فرمانده پارک. سلام
تهیونگ. فرمانده جانگ این دلار ها رو ببر به باند ما باید بریم ...
فرمانده جانگ. حتما قربان...( تعظیم کرد و رفت
تهیونگ. راه بی افت فرمانده....
فرمانده پارک. چشمم...( ماشین رو روشن کرد و با سرعت به سمت هتل رفت ..
وقتی رسیدن صورت هاشون رو پوشوندن وارد هتل شد و چون می دونست ا/ت کدوم اتاقه نیازی نبود از بخش و اطلاعات چیزی بپرسم و مستقیم به سمت اتاق رفتن....
شیخ. اومد نزدیک ا/ت و دستشو روی ترقوه اش کشید..
ا/ت. دستشو پس زد و رفت عقب....(..ب...برو عقب...گمشوو...( جیغ و ترس و همچنان عقب میرفت
شیخ. پوزخندی زد و اومد جلوتر انقدر که ا/ت بین شیخ و دیوار گیر افتاده بود ...
ادمین. شیخ دستای ا/ت رو بالای سرش قفل کرد و سرشو برو تو گردنش و چسبوندش به دیوار و همین که خواست روی گردنش مارک بزاره در با لگد محکم تهیونگ باز شد که باعث شد همه به سمتش برگردن....
ا/ت.وقتی دید همه هواسشون به یه سمت دیگه اس نگاهشون رو دنبال کرد و به محظ اینکه مرد رو دید فهمیده تهیونگه و شیخ که گیرش انداخته بود و هواسش نبود رو هل داد و دویید طرف تهیونگ و پشتش قائم شد و از گوشه کت تهیونگ گرفت بدنش انقدر می لرزید که تهیونگ به راحتی میتونست بفهمه چقدر ترسیده...!






ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
#ویسگون
#فیک
دیدگاه ها (۸)

I loved be angel PART 35تهیونگ. جلوی ا/ت ایستاد تا بهش اطمین...

I loved be angel PART 36ا/ت . چون مو های تهیونگ بلند بود و م...

مطمئنی سیسی؟

I loved be angel PART 33ا/ت. ترسیده بودم انقدر که بدنم میلرز...

I loved be angel PART 15اسلاید . فرمانده دوم جانگ یوجی تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط