من از این دنیای خود بیگانه گشتم نازنین

من از این دنیای خود بیگانه گشتم نازنین
چون ندانستم که با تو عشق باطل داشتم
عمر من بگذشت و ایام جوانی شد هدر
کاش عمری هم مثال لاله و گل داشتم
دیدگاه ها (۱۱)

ساعت ها می ایستم و نگاه می کنم؛تو پیدا نمیشوی. بین این مردم ...

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻪ ﮐﺴﯽﻫﺴﺖ،ﮐﺠﺎﺳﺖﯾﮏ ﻋﺎﺷﻖﺍﯾﻦ‌ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﮐﺠﺎ...

تو همان محرم جانی که صدایت بکنمتو همان سرمد جانی که ندایت بک...

‍ ‍ ‍ ‍ ای به فدای چشم تو ناز مکن برای منجام تویی کام منم ، ...

« درختان زیتون »و تنِ سرد درختان زیتون را در آغوش می‌گیرد ، ...

✿ دلخسته ✿ ای دل‌، این‌جا دگر جای ما نیست با غم ما کسی آشنا...

برادر سختگیر و وحشی من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط