غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسی

غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسی
به غم انگیزترین صفحه ی دفتر برسی

به سرت هی بزند تا بروی رو به عقب
که به یک حادثه یا یک غم بهتر برسی

از غزل کام بگیری و بسوزی هر شب
سر این رابطه اینبار به باور برسی

عشق یعنی که بخواهی و بمیری، ای وای!
آنقَدَر دیر ، دمِ رفتن او سر برسی

با خدا عهد ببندی و بگوید باشد
دست آخر که به یک شانه ی دیگر برسی!

آرزوهای محال دل بی تو یعنی
لحظه ای چشم ببندم ، تو هم از در برسی..
دیدگاه ها (۱)

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

خانوم مدیرعاملپارت ۱۳ | تا دیدار بعدی.. صبح روز بعد، شرکت دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط