هر چقدر زن و شوهر همترازتر باشند، قدرت درک از یکدیگر بیش
هر چقدر زن و شوهر همترازتر باشند، قدرت درک از یکدیگر بیشتر میشود
7. علایق و تفریحات
قبل از ازدواج همه افراد حتما باید به علایق و تفریحات توجه کنند. فرض کنید یکی از علایق مهم فردی کتاب خواندن است، ولی طرف مقابل هیچ علاقهای به کتاب ندارد و گاهی دیده میشود، فرد مقابل کتاب خواندن همسرش را چندشآور توصیف میکند و آن را مانع تعاملات و رفتن به مهمانی، تفریح و... میداند. تفننها باید شبیه هم باشد؛ یک نفر به طبیعت علاقه دارد، دیگری به موزه و رفتن به مناطق باستانی. اگر دو طرف نتوانند تعادلی در این موضوع ایجاد کنند، قطعا سفر دچار مشکل خواهد شد یاخانوادهای ناگهانی تصمیم به مسافرت میگیرند و خانوادهای با برنامهریزی قبلی.
8.اعتقادات مذهبی و دینی
اعتقادات دینی و مذهبی دو فرد باید به هم نزدیک باشد. صرفا اینکه هر دو طرف نماز میخوانند یا خانمهای هر دو خانواده چادری هستند، کافی نیست. بعضی از افراد ممکن است برخی ظواهر را رعایت کنند ولی متخلق به اخلاقیات دینی نباشند و بالعکس. خلاصه مطلب این است که نوع نگاه دینی و مذهبی زن و مرد و خانوادههایشان بهتر است که شبیه هم باشد.
9.مسایل جنسی
به مسایل جنسی دو طرف نیز باید توجه شود. افراد یا سردمزاج هستند یا گرممزاج. تفاوت در طبع زن و مرد مسالهساز است.
10. اختلاف سنی
امروزه زیاد مشاهده میکنیم که دو فرد با اختلاف سنی زیاد با هم ازدواج میکنند. شاید گفته شود که تفاوت سنی 10سال زیاد است، ولی مهم این است که 10 سال در چه دوره سنی زن و مرد باشد. اگر هر دو بیشتر از 30 سال دارند و تقریبا به پختگی رسیدهاند، 10 سال نمیتواند مشکل زیادی ایجاد کند، ولی وقتی یکی18 ساله و دیگری 28 ساله است، اختلاف سنی 10 سال مشکلساز خواهد شد. این دو نفر از نظر هیجانی متفاوت هستند. یک نکته دیگر را هم باید مطرح کرد و آن سن پسرها هنگام ازدواج است. پسرها از نظر بلوغ فکری از دخترها عقبتر هستند و اگر خیلی زود ازدواج کنند شاید اصلا نتوانند زندگی را اداره کنند.
11. دخالت خانوادهها
هر دو طرف یعنی مرد و زن باید یاد بگیرند مشکلات خود را با کمک خانواده حل نکنند و حتیالامکان از مشاور کمک بگیرند. خانوادهها مشاوران چندان خوبی برای فرزندانشان نیستند. بسیاری از آنها در مواقعی که فرزندانشان اختلاف پیدا میکنند، احساساتی عمل میکنند، بهخصوص وقتی که والدین پختگی لازم را نداشته باشند. مشاوره دادن به دیگران کار مشکلی است و نباید هر فردی به خود این اجازه را بدهد. یک پند یا آموزش غلط ممکن است رابطه مرد و زن را خراب و مشکل را مضاعف کند.
12. دوره آشنایی قبل از ازدواج
بهندرت زن و مردی پیدا میشود که همه این موارد را به خودیخود بداند. همچنین بسیاری از افراد هنگام آشنایی نقابی بر چهره دارند که شاید نتوان بهراحتی به شخصیت یا افکار و عقاید و خصوصیات زندگی و خانواده آنها دست پیدا کرد. مهمترین نکته که در این مواقع باید به آن تاکید کرد جلوگیری از ازدواجهای شتابزده و با عجله است. قبل از ازدواج حتما باید دو خانواده با هم آشنا شوند و دورههای رفت و آمد و شناسایی برقرار شود. در همین رفت و آمدهاست که افراد به چهره واقعی همدیگر پی میبرند. دوره آشنایی حداقل باید 6 ماه باشد و گاهی لازم است حتی به یک سال برسد. نحوه نشست و برخاست فرد، نحوه عصبانی و خوشحال شدن او، هیجانات و... در برخوردهای ساده و ناگهانی دیده میشود. وقتی فرد زود از کوره درمیرود، آن را با خود به مکان دیگری هم انتقال میدهد.
اصل مهمی که همه خانوادهها باید به آن دقت کنند، روابط عاطفی خوب بین پدر و مادر فرد است که میتواند گواه بر این باشد که فرزندشان هم همینطور است و سلامت روان سالمی دارد. وقتی مثلا پدر خانواده زن دوم دارد یا بیبند و بار، معتاد و... است به احتمال زیاد فرزند او هم همان رفتارها را خواهد آموخت. تلاش باید روی شناخت ریشه خانواده فرد باشد. هر چقدر ریشه خانواده سالمتر باشد، به احتمال بسیار زیاد میتوان گفت فرزند آنها قابلاعتمادتر است. درخت سالم قطعا میوه سالمی به بار خواهد آورد.
ازدواج دلسوزی نیست و همه افراد حق انتخاب دارند و در این مواقع نباید با دلسوزی رفتار کرد و باید بهترین را انتخاب کرد. اگر قصد دارید با یک خانواده مشکلدار وصلت کنید باید بعضی از عوارض را قبول کنید. وقتی تفاوت را میپذیرید باید برای آن راهحل داشته باشید، مثلا وضعیت مالی همسر پایین است. این موضوع را قبول میکنید و میگویید که تلاش میکنیم تا بهتر شود ولی اینکه بگویید یک طوری میشود، جمله بسیار اشتباه و دردسرسازی است یا اول بگویید وضعیت مالی او مهم نیست و بعد وارد زندگی شوید و بگویید انتظار ما خیلی بیش از اینهاست، مشکلساز خواهدشد.
همکفو بودن نیز بسیار
7. علایق و تفریحات
قبل از ازدواج همه افراد حتما باید به علایق و تفریحات توجه کنند. فرض کنید یکی از علایق مهم فردی کتاب خواندن است، ولی طرف مقابل هیچ علاقهای به کتاب ندارد و گاهی دیده میشود، فرد مقابل کتاب خواندن همسرش را چندشآور توصیف میکند و آن را مانع تعاملات و رفتن به مهمانی، تفریح و... میداند. تفننها باید شبیه هم باشد؛ یک نفر به طبیعت علاقه دارد، دیگری به موزه و رفتن به مناطق باستانی. اگر دو طرف نتوانند تعادلی در این موضوع ایجاد کنند، قطعا سفر دچار مشکل خواهد شد یاخانوادهای ناگهانی تصمیم به مسافرت میگیرند و خانوادهای با برنامهریزی قبلی.
8.اعتقادات مذهبی و دینی
اعتقادات دینی و مذهبی دو فرد باید به هم نزدیک باشد. صرفا اینکه هر دو طرف نماز میخوانند یا خانمهای هر دو خانواده چادری هستند، کافی نیست. بعضی از افراد ممکن است برخی ظواهر را رعایت کنند ولی متخلق به اخلاقیات دینی نباشند و بالعکس. خلاصه مطلب این است که نوع نگاه دینی و مذهبی زن و مرد و خانوادههایشان بهتر است که شبیه هم باشد.
9.مسایل جنسی
به مسایل جنسی دو طرف نیز باید توجه شود. افراد یا سردمزاج هستند یا گرممزاج. تفاوت در طبع زن و مرد مسالهساز است.
10. اختلاف سنی
امروزه زیاد مشاهده میکنیم که دو فرد با اختلاف سنی زیاد با هم ازدواج میکنند. شاید گفته شود که تفاوت سنی 10سال زیاد است، ولی مهم این است که 10 سال در چه دوره سنی زن و مرد باشد. اگر هر دو بیشتر از 30 سال دارند و تقریبا به پختگی رسیدهاند، 10 سال نمیتواند مشکل زیادی ایجاد کند، ولی وقتی یکی18 ساله و دیگری 28 ساله است، اختلاف سنی 10 سال مشکلساز خواهد شد. این دو نفر از نظر هیجانی متفاوت هستند. یک نکته دیگر را هم باید مطرح کرد و آن سن پسرها هنگام ازدواج است. پسرها از نظر بلوغ فکری از دخترها عقبتر هستند و اگر خیلی زود ازدواج کنند شاید اصلا نتوانند زندگی را اداره کنند.
11. دخالت خانوادهها
هر دو طرف یعنی مرد و زن باید یاد بگیرند مشکلات خود را با کمک خانواده حل نکنند و حتیالامکان از مشاور کمک بگیرند. خانوادهها مشاوران چندان خوبی برای فرزندانشان نیستند. بسیاری از آنها در مواقعی که فرزندانشان اختلاف پیدا میکنند، احساساتی عمل میکنند، بهخصوص وقتی که والدین پختگی لازم را نداشته باشند. مشاوره دادن به دیگران کار مشکلی است و نباید هر فردی به خود این اجازه را بدهد. یک پند یا آموزش غلط ممکن است رابطه مرد و زن را خراب و مشکل را مضاعف کند.
12. دوره آشنایی قبل از ازدواج
بهندرت زن و مردی پیدا میشود که همه این موارد را به خودیخود بداند. همچنین بسیاری از افراد هنگام آشنایی نقابی بر چهره دارند که شاید نتوان بهراحتی به شخصیت یا افکار و عقاید و خصوصیات زندگی و خانواده آنها دست پیدا کرد. مهمترین نکته که در این مواقع باید به آن تاکید کرد جلوگیری از ازدواجهای شتابزده و با عجله است. قبل از ازدواج حتما باید دو خانواده با هم آشنا شوند و دورههای رفت و آمد و شناسایی برقرار شود. در همین رفت و آمدهاست که افراد به چهره واقعی همدیگر پی میبرند. دوره آشنایی حداقل باید 6 ماه باشد و گاهی لازم است حتی به یک سال برسد. نحوه نشست و برخاست فرد، نحوه عصبانی و خوشحال شدن او، هیجانات و... در برخوردهای ساده و ناگهانی دیده میشود. وقتی فرد زود از کوره درمیرود، آن را با خود به مکان دیگری هم انتقال میدهد.
اصل مهمی که همه خانوادهها باید به آن دقت کنند، روابط عاطفی خوب بین پدر و مادر فرد است که میتواند گواه بر این باشد که فرزندشان هم همینطور است و سلامت روان سالمی دارد. وقتی مثلا پدر خانواده زن دوم دارد یا بیبند و بار، معتاد و... است به احتمال زیاد فرزند او هم همان رفتارها را خواهد آموخت. تلاش باید روی شناخت ریشه خانواده فرد باشد. هر چقدر ریشه خانواده سالمتر باشد، به احتمال بسیار زیاد میتوان گفت فرزند آنها قابلاعتمادتر است. درخت سالم قطعا میوه سالمی به بار خواهد آورد.
ازدواج دلسوزی نیست و همه افراد حق انتخاب دارند و در این مواقع نباید با دلسوزی رفتار کرد و باید بهترین را انتخاب کرد. اگر قصد دارید با یک خانواده مشکلدار وصلت کنید باید بعضی از عوارض را قبول کنید. وقتی تفاوت را میپذیرید باید برای آن راهحل داشته باشید، مثلا وضعیت مالی همسر پایین است. این موضوع را قبول میکنید و میگویید که تلاش میکنیم تا بهتر شود ولی اینکه بگویید یک طوری میشود، جمله بسیار اشتباه و دردسرسازی است یا اول بگویید وضعیت مالی او مهم نیست و بعد وارد زندگی شوید و بگویید انتظار ما خیلی بیش از اینهاست، مشکلساز خواهدشد.
همکفو بودن نیز بسیار
- ۳.۷k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط