p4

p4


ا.ت بیهوش شده بود چون جونگکوک بدجوری کرده بودتش و وقتی ا.ت بیهوش شد جونگکوک دیگه بیخیال شد و دست از سرش برداشت و رفت یه دست لباس جدید براش خرید چون قبلی رو تو تنش جر داده بود و آورد و تنش کرد و خودشم لباس پوشید و کنار ا.ت خوابید و محکم بغلش کرد

*ا.ت بیدار میشه*

ا.ت:جججججیییییییغغغغغغغ(ببخشید جور دیگه ای نتونستم جیغ رو بنویسم😂)

که جونگکوک یهویی از خواب بیدار شد

ا.ت:من کجاممم؟؟

جونگکوک:تو الان تو خونه ی منی بیبی

ا.ت:به من نگو بیبی زود منو برسون خونههه*داد*

جونگکوک:لیاقت نداری*از جاش بلند شد و ا.ت رو برد خونه شون*

*پرش زمانی به خونه ا.ت*

ا.ت درو آروم باز کرد به امید اینکه کسی بیدار نباشه اما دید یونگی روی مبل نشسته

یونگی:زیر کدوم خری بودی تا این وقت شب حلیم زاده؟؟

ا.ت:نه نه یونگی اونجوری که فکرشو میکنی نیست راستش...

یونگی پرید وسط حرفش و گفت:اونجوری که فکرشو میکنم نیست هاااا؟؟فکر کردی نمیدونم با تهیونگ رابطه داری کثافت*داد*

که یونگی دستشو آورد بالا که به ا.ت سیلی بزنه اما ا.ت سریع ترسید و دستشو آورد روی صورتش و یونگی پشیمون شده و دستشو آورد پایین

یونگی:ولش کن،بگیر بخواب فردا راجبش حرف میزنیم که...

شرایط پارت بعد:
2تا لایک
2تا کامنت
دیدگاه ها (۷)

کدوم کثافتی گزارش کرده؟؟؟

این بانو فالوشه لطفا@lala_nayeon

ایشون فالوشه لطفا@jeon_elmo

اسکی از این خانوم خوشگله@sabz_1

درخواستی

نام:قرارداد نفرتpart:⁴²هانا گفت:«چون مهمونیه دیگه.»ا/ت سرش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط