خون سرخ

خون سرخ☆
پارت ۲
کتاب رو از توی کیفم دراوردم...بازش کردم و دنبال صفحه مورد نظر میگشتم... ـروی یه صفحه‌ای نگه داشتم.... باورم نمیشد که چی دارم میبینم.... سرمو اوردم بالا تا تصویر کشیده شده توی کتاب رو با جایی که هستم مقایسه کنم.... انگار توی کتاب بودم.... دقیقا همون جا بود...با خوندن مطلب پایین تصویر بیشتر تو شوک فرو رفتم......باورم نمیشد که من پامو توی محوطهِ یه خون اشام گذاشتم... اولش باورم نمیشد.... بعدش چنتا گل دیدم که دقیقا همون گلای توی کتاب بود...مطمئن شدم که جای خوبی نیستم....توی کتاب نوشته بود که این گل‌ها ارزش زیادی دارن.... پس منم چنتا ازشون رو برداشتم و گذاشتم توی کیفم.... داشتم دنبال راه خروج از جنگل میگشتم.... واقعا چیزی پیدا نمیکردم.... سنگینی نگاه یک نفر رو روی خودم احساس میکردم ولی اهمیتی ندادم..... به راهم ادامه دادم.
‌‌ *بعد از چند ساعت راه رفتن*
هرچی میرفتم باز به جای اولم میرسیدم.... حس میکردم یکی داره دنبالم میکنه... سعی کردم فرار کنم که ناگهان تعادلمو از دست دادم و زمین خوردم و دیگه متوجه چیزی نشدم.
چشمام رو توی همون مکانی که افتاده بودم باز کردم....دنبال کیفم گشتم.... پیداش کردم و بازش کردم تا یکم اب بخورم.....با دیدن چیزی توی کیفم، ترس کل وجودم رو فرا گرفت... توی کیفم یک...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شرط:

لایک: 15

کامنت: 5
دیدگاه ها (۷)

خون سرخ☆پارت ۳توی کیفم یه نقشه پیدا کردم.....بازش کردم و داخ...

خون سرخ☆پارت ۴جونگکوک با این حرف ا.ت به فکر فرو رفت......بعد...

"I fell in love with someone'' (P6)ا.ت : چون..اینکه....چون.....

"I fell in love with someone'' (P5)کوک : *پوزخند*1 هفته بعد ...

✦͙͙͙*͙*❥⃝∗⁎.ʚ ꯭ت꯭꯭ک꯭꯭پ꯭꯭ا꯭꯭ر꯭꯭ت꯭꯭ی꯭ ꯭ا꯭꯭ز꯭ ꯭ن꯭꯭ا꯭꯭م꯭꯭ج꯭꯭و꯭꯭ن...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁵3 سال بعد(امریکا=ساعت 0...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط