پدر ناتنی من

پدر ناتنی من...
part:²⁴

"یونا توی اون شربت...داروی خواب ریخته بود و جی یونگ بعدش به خواب رفت بعدش یونا زنگ زد یونگی که بیان و ببرنش"
𝗬𝘂𝗻𝗮:الو یونگی...؟بیا ببرش...
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:میبینم کارتو درست انجام دادی...تو راهیم...
"بعد از ۱۵ مین یونگی اومد"
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:کوش...؟
𝗬𝘂𝗻𝗮:روی مبله...
"روی مبلو نگاه کرد...اون دختر...روی مبل تو حالت بی هوشی دراز کشیده بود"
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:چقدم قشنگه...انتخاب کوک و جیمین عالیه...
𝗬𝘂𝗻𝗮:کجاش قشنگه...؟...فقط چشمام عسلیه...بعدش بدنش سفید و خوش اندامه...سینه های خوش فرمی داره...موهاش لخت و مشکین...اصلا قشنگ نیست...
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:از سر حسودی میگی نه...؟ولش کن...تا کوک نیومده....
𝗬𝘂𝗻𝗮:مگه امروز میاد...؟
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:این دختر میدونه ولی تو نمیدونی...
𝗬𝘂𝗻𝗮:من برم عادی سازی کنم...
"یونگی دختر رو براید استایل بغل کرد و به سمت ماشین رفت"
𝗝_𝗵𝗼𝗽𝗲:اینه...؟...
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:اوهوم...حرکت کن...
𝗝_𝗵𝗼𝗽𝗲:باشه...
توی راه روی پام گذاشته بودمش...به گفته ی یونا...واقعا سینه های خوش فرمی داره...اندامش هم که عالیه...ولی...قراره کل بدنش رو کبود کنم...خوش میگذره نه...؟...صدای دلنشین جیغ و گریه هاش‌‌...
--------------------
"کوک و جیمین به خونه رسیدن...وقتی درو باز کردن...با قیافه ی پریشون و وسایل شکسته ی خونه مواجه شدن"
𝗝𝘂𝗻𝗴 𝗸𝗼𝗼𝗸:یونا...جی یونگ کو...؟
𝗬𝘂𝗻𝗮:یونگی...(اشک تمساححححح)
"جیمین به سمت یونا حمله ور شد..."
𝗝𝗶𝗺𝗶𝗻:اخر زهر خودتو ریختی..؟من میدونم تو کسی بودی که جی یونگ رو به اونا بدییییییییی...!
𝗝𝗶𝗺𝗶𝗻:همش تقصیر توعه خائنننننن...!!!تو اونو به یونگی فروختییییی...!!!!!!
𝗝𝗶𝗺𝗶𝗻:از همون روز اول به جی یونگ حسودی میکردییی زنیکه یییی هررز//هههههه...!!!!!!!!!(داد و عربده،به سمت یونا جمله ور شد و از زمین بلندش کرد)
𝗬𝘂𝗻𝗮:(اینم فقط گریه میکنه)
𝗝𝘂𝗻𝗴 𝗸𝗼𝗼𝗸:اون...راست...میگه...؟
𝗝𝗶𝗺𝗶𝗻:میتونی بری و دوربینای امنیتی رو چک کنیییی...!!!!!!!!
𝗬𝘂𝗻𝗮:دوربین...؟...
"کوک و جیمین رفتن سراغ فیلمای این دو سه روز...و تمون لحظه ها رو دیدن...اون شبی که یونا اون پسره رو اورد...یا اونروزی که اونا دعوا کردن...و دقیقا چند دقیقه قبل...کوک و جیمین با چشمای خونی به فیلما نگاه میکردن...کوک میتونست اون موقع ای که یونگی وقتی جی یونگ رو لmس میکرد رو تو دوربین ببینه...یونا فرار کرده بود"
𝗝𝘂𝗻𝗴 𝗸𝗼𝗼𝗸:یعنی چیییییی..؟؟؟؟؟یونگی اونوو برددددد...؟
"کوک به یونگی زنگ زد و بعد دو بوق برداشت"
𝗝𝘂𝗻𝗴 𝗸𝗼𝗼𝗸:اونو کجااا بردیییی...؟
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:دختر خوشگلی داری...خیلی خوش اندامه...میتونم خیلی راحت ازش استفاده کنم...
𝗝𝘂𝗻𝗴 𝗸𝗼𝗼𝗸:خفهههه شووووو چییی مییخواییییی...؟؟؟
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:میخوام‌ انتقام بگیرم...طوری که هر بار به عکسایی که ازش میفرستم رنج بکشی...
𝗝𝘂𝗻𝗴 𝗸𝗼𝗼𝗸:نهههه...دستت بهشششش بخورههه دستم بهت برسهههه میکششمتتتت
𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶:اگه بتونی پیدام کنی...
"بعدش قطع کرد..."
دیدگاه ها (۸)

پدر ناتنی من...part:²⁵عمارت دوم یونگی:من...کجام...؟...چرا ای...

پدر ناتنی من...part:²⁶داشنیم با جین و تهیونگ و جیمین دنبال ی...

پدر ناتنی من...part:²³"بعد رفتن اونا...یونا دو به جی یونگ گف...

پدر ناتنی من....part:²²𝗦𝗼𝗻𝗴𝗵𝗼𝗼𝗻:هانول...؟𝗛𝗮𝗻𝘂𝗹:هانول و درد و...

پدر تاتنی منpart:³⁸تهیونگ عاشق هانولل خر من شددههه اونوقت......

پدر تاتنی منpart:³⁷جی یونگ چیکار باید میکرد..؟جئون چجوری بای...

¹⁸پارت²my month

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط