خب عزیزانم امروز روز شانستون بود تا پارت دادمممممم به ق
خب عزیزانم امروز روز شانستون بود ۳ تا پارت دادمممممم به قرآن اگر بیام ببینم ۹۶ تا حمایت نداشتیم تا ۲ روز پارت نمیزامممممممم
-دیدار غیر منتظره-
ا/ت : چه زری زدیییییییی ؟؟؟؟
سورا : همون که شنیدی نکنه کر هم هستی ؟
ا/ت نگاه ترسناک : گور خودت رو کندی
ا/ت میپره رو سورا مشتش رو بالا میار ولی وقتی میخواد بزنه ران دستش رو میگیره
ران : هی لیدی ( یاد یه آهنگه ای افتادم ) یه خانم متشخص نباید از این کارا بکنه
ا/ت نگاه ترسناک: تو همیشه باید بد موقعه بیای نه ؟
ران : اینم بخشی از جذابیت هام دیگه
ران دو تا دست ا/ت رو میگیره و بلند میکنه سورا ( همون دختره دیگه ) مث سگ بقض کرده بود رو زمین میشینه
ا/ت : رانننننن ولم کنننن باید برم بزنم اون صورت بیریختش رو بیارم پایینتننننننن
ران : نه دیگه نشد لیدی
ران ا/ت رو مثل قالی میندازه رو شونش و میبره ( نمیشه نخندم )
ا/ت : رانننننن بعدن به حسابت میرسمممممممم
کاکوچو : ران باز چی شده ؟
ران : هیچی اگر به موقعه نرسیده بودم الان سورا تبدیل به کتلت شده بود
ا/ت : به موقعه تو دقیقا همیشه در بد ترین موقعیت ها میایییییییی
ران : چیه چون نزاشتم ریندو بکن......هوی وحشیییییی چیتههههههه
بعله ا/ت زده بود تو "پای " ران ( تو پاش جدی تو پاش زد نه جای دیگه)
ا/ت : اگر بازم از این حرف ها بزنی اتفاق های بدی قرار برات بیوفته
ران : باشه باشه آزادی
و ا/ت رو ول کرد
ا/ت : من میرم اتاقمممم
ولی رفت سراغ سورا و تا جا داشت زد
از اون طرف ریندو و سانزو
ریندو : دیگه از دست دختره چندش خسته شدم امروز تمومش میکنیم
سانزو : اوووو به خواطر ا/ت جونت نارحتی که داری بهش خیانت میکنی ؟
ریندو : ساکت شو سانزو
و سورا با موهای بهم ریخته صورت خونی وارد اتاق شد
سانزو و ریندو *: قطعا کار ا/ته *
سانزو : خوبی ؟
ریندو میره سمت سورا و دستش رو خیلی آروم رو صورت سورا میزاره
ریندو : اخی عزیزم چی شده ؟
سورا : اون...اون دختره روانی ا/.........
که همون موقع ریندو با همون دستش که رو صورت سورا بود یه سیلی ای میزنه که سورا میوفته رو زمین
سورا : رین ؟؟؟؟
ریندو : خفه شو .....فقط ا/ت میتونه اسمم رو مخفف کنه فهمیدی ( حس میکنم این جمله مسخره شد )
لحن ریندو سوالی نبود بلکه دستوری بود
سورا : تو....تو چرا اینطوری مکنی ریندو !؟
ریندو : اه تو زیادی نفهمی
سانزو : اووووو داره جذاب میشه
ریندو : سانزو ببرش منم میام
سانزو : باشه باشه ( لبخنده روانی )
سورا : این...اینجا چه خبر ؟
سلنزو سورا رو میبره زیر زمین ریندو هم میره پیش ا/ت
ریندو : ا/ت بیا ( هنوز لحنش سرده )
ا/ت : ها؟ چشم عباس اقا عمر دیگه
ریندو : باشه ولی وقتی کارمون با سورا تموم شد نگی چرا نگفتی !
ا/ت هم مثل جت رفت دنبال ریندو
تو زیر زمین
میخوام تمومش کنم ولی دلم نمیاد پس برو پایین
وقتی میرن زیرزمین و سورا ا/ت و ریندو رو میبینه ( سورا به صندلی بسته شده بود ) چشماش گرد میشه
ا/ت : اخی هر*زه کوچولو چی شده ؟ اون خود بزرگ بینی همیشه رو نداری !
لحن یومی ترسناک و با کنایه بود ریندو با شنیدن حرف ها و لحن ا/ت ناخداگاه نیشخندی رو لب هاش نشست
سانزو : خب کی اول شروع میکنه ؟
ا/ت : فکر کنم اینجا دیگه حق ریندو که اول بزنه نه؟
ریندو : هه پس از خود گذشتگی هم دارین ؟
خب دیگه برین حالش رو ببرین جدی میگم ها اگر حمایت ها کم باشه تا دو روز پارت نمیدم بهتر به ۹۶ تا برسونین
در مورد عروس فراری هم میخوام تو همین جاش بدم
بای بای عقچای مننننننن
-دیدار غیر منتظره-
ا/ت : چه زری زدیییییییی ؟؟؟؟
سورا : همون که شنیدی نکنه کر هم هستی ؟
ا/ت نگاه ترسناک : گور خودت رو کندی
ا/ت میپره رو سورا مشتش رو بالا میار ولی وقتی میخواد بزنه ران دستش رو میگیره
ران : هی لیدی ( یاد یه آهنگه ای افتادم ) یه خانم متشخص نباید از این کارا بکنه
ا/ت نگاه ترسناک: تو همیشه باید بد موقعه بیای نه ؟
ران : اینم بخشی از جذابیت هام دیگه
ران دو تا دست ا/ت رو میگیره و بلند میکنه سورا ( همون دختره دیگه ) مث سگ بقض کرده بود رو زمین میشینه
ا/ت : رانننننن ولم کنننن باید برم بزنم اون صورت بیریختش رو بیارم پایینتننننننن
ران : نه دیگه نشد لیدی
ران ا/ت رو مثل قالی میندازه رو شونش و میبره ( نمیشه نخندم )
ا/ت : رانننننن بعدن به حسابت میرسمممممممم
کاکوچو : ران باز چی شده ؟
ران : هیچی اگر به موقعه نرسیده بودم الان سورا تبدیل به کتلت شده بود
ا/ت : به موقعه تو دقیقا همیشه در بد ترین موقعیت ها میایییییییی
ران : چیه چون نزاشتم ریندو بکن......هوی وحشیییییی چیتههههههه
بعله ا/ت زده بود تو "پای " ران ( تو پاش جدی تو پاش زد نه جای دیگه)
ا/ت : اگر بازم از این حرف ها بزنی اتفاق های بدی قرار برات بیوفته
ران : باشه باشه آزادی
و ا/ت رو ول کرد
ا/ت : من میرم اتاقمممم
ولی رفت سراغ سورا و تا جا داشت زد
از اون طرف ریندو و سانزو
ریندو : دیگه از دست دختره چندش خسته شدم امروز تمومش میکنیم
سانزو : اوووو به خواطر ا/ت جونت نارحتی که داری بهش خیانت میکنی ؟
ریندو : ساکت شو سانزو
و سورا با موهای بهم ریخته صورت خونی وارد اتاق شد
سانزو و ریندو *: قطعا کار ا/ته *
سانزو : خوبی ؟
ریندو میره سمت سورا و دستش رو خیلی آروم رو صورت سورا میزاره
ریندو : اخی عزیزم چی شده ؟
سورا : اون...اون دختره روانی ا/.........
که همون موقع ریندو با همون دستش که رو صورت سورا بود یه سیلی ای میزنه که سورا میوفته رو زمین
سورا : رین ؟؟؟؟
ریندو : خفه شو .....فقط ا/ت میتونه اسمم رو مخفف کنه فهمیدی ( حس میکنم این جمله مسخره شد )
لحن ریندو سوالی نبود بلکه دستوری بود
سورا : تو....تو چرا اینطوری مکنی ریندو !؟
ریندو : اه تو زیادی نفهمی
سانزو : اووووو داره جذاب میشه
ریندو : سانزو ببرش منم میام
سانزو : باشه باشه ( لبخنده روانی )
سورا : این...اینجا چه خبر ؟
سلنزو سورا رو میبره زیر زمین ریندو هم میره پیش ا/ت
ریندو : ا/ت بیا ( هنوز لحنش سرده )
ا/ت : ها؟ چشم عباس اقا عمر دیگه
ریندو : باشه ولی وقتی کارمون با سورا تموم شد نگی چرا نگفتی !
ا/ت هم مثل جت رفت دنبال ریندو
تو زیر زمین
میخوام تمومش کنم ولی دلم نمیاد پس برو پایین
وقتی میرن زیرزمین و سورا ا/ت و ریندو رو میبینه ( سورا به صندلی بسته شده بود ) چشماش گرد میشه
ا/ت : اخی هر*زه کوچولو چی شده ؟ اون خود بزرگ بینی همیشه رو نداری !
لحن یومی ترسناک و با کنایه بود ریندو با شنیدن حرف ها و لحن ا/ت ناخداگاه نیشخندی رو لب هاش نشست
سانزو : خب کی اول شروع میکنه ؟
ا/ت : فکر کنم اینجا دیگه حق ریندو که اول بزنه نه؟
ریندو : هه پس از خود گذشتگی هم دارین ؟
خب دیگه برین حالش رو ببرین جدی میگم ها اگر حمایت ها کم باشه تا دو روز پارت نمیدم بهتر به ۹۶ تا برسونین
در مورد عروس فراری هم میخوام تو همین جاش بدم
بای بای عقچای مننننننن
- ۸۳۲
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط