"اکنون تو اینجائی/گسترده چون عطر اقاقی ها/در کوچه های صبح

"اکنون تو اینجائی/گسترده چون عطر اقاقی ها/در کوچه های صبح/ بر سینه ام سنگین/در دستها یم داغ/در گیسوانم رفته از خود, سوخته, مدهوش/اکنون تواینجائی /چیزی وسیع و تیره و انبوه/چیزی مشوش چون صدای دور دست روز/بر مردمکها ی پریشانم/میچرخد و میگسترد خود را/شاید مرا از چشمه میگیرند/شاید مرا از شاخه می چینند/ شاید مرا مثل دری بر لحظه های بعد میبندند/شاید.. /دیگر نمی بینم."

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

"اکنون تو اینجائی/گسترده چون عطر اقاقی ها/در کوچه های صبح/ ب...

فروغ فرخزاداکنون تو اینجائی/گسترده چون عطر اقاقی ها/در کوچه ...

🍁چیزی وسیع و تیره و انبوهچیزی مشوش چون صدای دوردست روزبر مرد...

چيزي وسيع و تيره و انبوهچيزي مشوش چون صدای دوردست روزبر مردم...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

୨୧ ───────── ୨୧ خاله سوهی[ @celin.official ]

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط